لوسه


فال روز یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

 

تصویر مرتبط

فال روز یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

برای آگاهی از اتفاقات جالب و مهم پیش روی خود در روز یکشنبه ۳۰ دی ماه ۱۳۹۷ فال روزانه سایت اکسیرفان را بخوانید.

 

فال روزانه برای متولدین فروردین ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین فروردین ماه

امروز  بهتر است با خانواده خود تماس بگیرید. در حالی که ترجیح می دهید مسائل خوشایند و ساده باشند, اما یک کلمه اشتباه می تواند منجر به عصبانیت یا سو تفاهم شود، یک طرز برخورد می تواند شما را به آنچه می خواهید برساند.

یک حرکت خوب، روحیه شما را بهبود می بخشد و به شما شکل فیزیکی خوبی می دهد.

امروز بهترین زمان برای سفر یا مطالعه  است که دنبالش بودید:همه کسانی که می توانند به خارج از کشور بروند و تحصیل کنند باید این کار را انجام دهند. شما ممکن است به خاطر طرز برخوردتان, مسائل جسور و خطرناک را تحریک کنید، سعی کنید که کمی مثبت نگرتر باشید.

فال روزانه برای متولدین اردیبهشت ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین اردیبهشت ماه

شما یا شخص دیگری می توانید کاری را به روشی انجام دهید که دیگران را فریب دهد، سعی کنید که از آن اجتناب کنید و بر روی عملکردتان کنترل بیشتری داشته باشید.

یک گفتگوی صادقانه درباره این که چه چیزی می تواند به شما کمک کند، برایتان پیش می آید.

اگر سوالات درستی بپرسید، مسائلتان  حل خواهند شد.

پرحرفی و صمیمی بودن شما الگویی برای خانواده و دوستان تان است. تمام محدودیت هایی که زندگی بر شما تحمیل کرده است، ناگهان ناپدید خواهد شد.

حالتان بهتر است.

همه چیز به طور واضح خوشایند است. اگر با برخی از اشخاص نزدیکتان مخالف هستید، مسائل را توضیح ندهید و به نظریات آنها احترام بگذارید، تا تا مشکل ایجاد نشود.

فال روزانه برای متولدین خرداد ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین خرداد ماه

امروز روز کاری شما می تواند بسیار سخت باشد. ممکن است در مقابل هر گونه تغییر در برنامه خود مقاومت کنید.

خطوط ارتباطیتان را باز نگه دارید. امروز می تواند یک روز بزرگ برایتان باشد، البته اگر خوش بین باشید.

به هدفهایتان فکر کنید.

مسائل عاشقانه شما موفق پیش خواهند رفت.

امروز زمانی است که انرژی و انگیزه زیادی برای راه اندازی یک پروژه یا مراقبت از کسب وکارتان دارید.

زمانی که با دوستان قدیمی ارتباط برقرار می کنید، باید کمی کنترل روی زبان خود داشته باشید; درباره موضوعات حساس، بحث نکنید.

خطر مشکلات هاضمه دارید, از غذاهای سنگین و چرب اجتناب کنید و آب زیادی بنوشید.

امروز می توانید کمک غیر منتظره ای از فرد مسنی دریافت کنید.

فال روزانه برای متولدین تیر ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین تیر ماه

امروز ممکن است که نیروهای منفی از شما دور شوند. اما این می تواند در طول زمان برایتان بسیار پربار باشد. دقت کنید و از کسانی که دوستشان دارید، حمایت کنید.

شما می توانید وکیل قدرتمندی برای منفعت کودکان, افراد مسن و یا حیوانات باشید.

زندگی اجتماعی شما در حال پیشرفت است; تحسین می شوید.

با تیزهوشی حرفه ای خود می توانید چیزهای زیادی را درک کنید که قبلاً به برای شما غیرقابل نفوذ به نظر می رسید.

بحث های عمیق در بهترین حالتشان به شما کمک می کنند.

مسائل مالی اکنون به نفع شما است و این به شما بستگی دارد که  سود زیادی کسب کنید.

به نصیحت والدین خود توجه کنید – این صدای تجربه است –  و شما می توانید از اشتباهات پرهزینه اجتناب کنید، همیشه سعی کنید که تجربه های دیگران را تجربه نکنید و از آنها درس بگیرید.

فال روز یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

فال روزانه برای متولدین مرداد ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین مرداد ماه

امروز اتفاقات مثبت زیادی برایتان می افتد.

عقل و منطق می گوید آرام بمانید.

بی باک و خوش بین باشید.

ممکن است سر مسئولیت غیر منتظره ای استرس داشته باشید. بهترین کاری که می توانید، را انجام دهید.

سعی کنید لیاقت و اعتماد به نفس خود را نشان دهید; از مشورت کردن به نفع افرادی که برای شما حسن نیت دارند غفلت نکنید.

مراقب سلامتی کودکان خود باشید; معاینه کامل پزشکی برای آن ها توصیه می شود.

امروز در آرامش مطلق خواهید بود; می توانید از آن برای استراحت و کارهای عاشقانه خود بهره ببرید.

فال روز یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

فال روزانه برای متولدین شهریور ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین شهریور ماه

امروز زمان زیادی برای تنظیم امور مالی تان است.

احتیاط و انجام محاسبات دقیق مهم هستند. با متخصصان مشورت کنید و سپس طرحی را تهیه کنید که بتوانید به آن ها پایبند بمانید.

زمان زیادی را به خودتان بدهید، تا سازمان دهی کنید و منتظر نتیجه سریع نباشید.

جو امروز به شما این امکان را می دهد که از روابط خود با دیگران لذت ببرید. امروز فرصت هایی برای تغییر موقعیتتان در محل کار به وجود می آید؛ خجالتی نباشید، فقط آنچه را که  می خواهید بپرسید تا آن را به دست آورید.

فعالیت هایی در هوای آزاد برای سلامتی شما مفید هستند، به خصوص اگر سیگاری هستید.

به کودکان خود کمک کنید و تکالیفتان را انجام دهید.

فال روزانه برای متولدین مهر ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین مهر ماه

یک انرژی قوی و فوق العاده در اطراف شما وجود دارد که می توانید برای متقاعد کردن دیگران برای دیدن نقطه نظرتان مورد استفاده قرار دهید. امروز تصمیم می گیرید که پروژه های خود را انجام دهید و برای انها برنامه ریزی کنید.

با این حال، کارهای روزمره همیشه مانند یک نفرین برای شما باقی خواهند ماند:تا جایی که ممکن است از تلنبار کردن آن ها دوری کنید و یا برای انجام آن ها با فردی که جدی و وقت شناسی شما را خوب می شناسد، مشورت کنید.

به جشن هایی دعوت می شوید:در تئاتر، سینما، کنسرت های موسیقی، که به شما خوش خواهد گذشت، پس حتما قبولشان کنید.

می توانید با افرادی ملاقات کنید که در آن ها وابستگی های بسیاری را خواهید یافت. از مشکلات روده ای ناشی از تغییر رژیم غذایی بد و یا ویروس ها آگاه باشید.

فال روزانه برای متولدین آبان ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین آبان ماه

با این همه کار، بی توجهی به خودتان هم بکنید. عقل به شما توصیه می کند که آرام باشید. حداقل چند چیز را انجام دهید که برای خودتان لذت بخش باشند. در صورت امکان، هرگونه تصمیم مهم را به تعویق بیندازید. جنبه های احساساتی امروز شما بسیار محبوب است؛ روابط موجودتان تقویت خواهد شد.

می توانید انتظار داشته باشید که زمان خوبی را با کسی سپری کنید که گنجینه های محبت خود را برایتان آشکار خواهد کرد.

امروز به شما یک فرصت مالی عالی می دهد، بنابراین می توانید بدون اینکه بودجه خود را به خطر بیاندازد،  یک ولخرجی معمولی داشته باشید و بعد از مدت ها از آن لذت ببرید.

شما پر از انرژی خواهید بود و از زندگی شلوغتان لذت خواهید برد.

فال روز یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

فال روزانه برای متولدین آذر ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین آذر ماه

 سلامتی خود را اولویت قرار دهید. این شامل دندان هایتان هم می شود. نهایت تلاش خود را بکنید که هر گونه مراقبت پیشگیرانه لازم را انجام دهید. همچنین امروز یک روز خوب برای انجام تحقیقات آنلاین درباره تغییراتی است که می توانید برای کمک به سلامت طولانی مدتتان انجام دهید. سفر برایتان خوب است، اما به خاطر تاخیرهایی می تواند استرس زا باشد. بینش شما تیز است و ممکن است شما را به بینش های جدید هدایت کند.

می توانید راه خود را در زندگی حرفه ایتان داشته باشید، که با مشورت درست می توانید یک فرصت خوب را به دست آورید.

بهتر است تا فردا تصمیم مالی مهمی نداشته باشید، زیرا قضاوتتان درست نخواهد بود. اگر رانندگی می کنید یا روی ماشین های خطرناک کار می کنید، مراقب باشید چون در حال حاضر کمبود انرژی دارید.

از طرز رفتار تحریک آمیز کودکانتان شگفت زده نشوید.

فال روز یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

فال روزانه برای متولدین دی ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین دی ماه

امروز ممکن است احساس شکستی نسبت به میزان زیادی از مسئولیت ها و یا تعهدهایی که دارید را حس کنید. ممکن است از کسی مراقبت کنید که از همه کارهایی که برایش انجام می دهید،قدردانی نمی کند.

این می تواند باعث شود که شما احساس بدی داشته باشید.

یک نقطه عطف در زندگیتان نیازمند کمی تفکری دقیق در مورد خودتان است. نیاز به اطلاعات جدید و عقاید جدید وجود دارد، پس پذیرای ایده ها و احساسات دیگران باشید.

از انگیزه های فعلی خود آگاه باشید که شما را به مقابله با پروژه های غیرعملی متمایل می کنند.

مروز زمان مناسبی نیست که پس اندازتان را در هر کاری سرمایه گذاری کنید، اما می توانید راه های موثر دیگری برای افزایش درآمد خود پیدا کنید.

لطفاً به یکی از دوستان تان کمک کنید و به درخواست او بی اعتنایی نکنید – در غیر این صورت این کارتان غیرقابل بخشش خواهد بود.

فال روز یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

فال روزانه برای متولدین بهمن ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین بهمن ماه

اگر شما با یک وضعیت دشوار یا پیچیده روبرو شدید، می توانید قبل از اینکه شروع کنید، کمی تمرین انجام دهید. یک وضعیت را از تمام زاویه ها ببنید و سناریوهای مختلف و اینکه چطور ممکن است واکنش نشان دهید را تصور کنید.

اگر فکر می کنید در برخورد با یک فردی دچار مشکل میشوید، ابتدا مطمئن شوید که بیش از حد واکنش نشان نمی دهید، سپس به آنچه باید بگویید فکر کنید.

شما می توانید انتظار لذت عمیقی را داشته باشید. خوشحال خواهید شد، چون می دانید که از طرف کسی که ارزش تحسین و ستایش برایتان دارد، تحسین می شوید و شما هم این صفات بزرگواری و جوانمردی را تحسین می کنید. از نظر روان شناسی،  در معرض تغییرات سریع خلق و خوی مثبت قرار خواهید داشت.

فال روز یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

فال روزانه برای متولدین اسفند ماه در روز 30 دی 1397

– فال روزانه در روز ۳۰ دی ۱۳۹۷ برای متولدین اسفند ماه

برای تمرین هر مهارتی که از آن لذت می برید و یا می خواهید استاد شوید، اگر فقط بپرسید، دوستانتان می توانند برای این مسله مفید باشند.

ممکن است برخی از احساسات یا ترس هایی که مقابله کرده اید، شروع به محو شدن کنند.

صحبت کردن به بهبود بخشیدن دیدگاهتان کمک می کنند.

اگر شما هنوز در تعطیلات هستید، لحظه  خوبی است تا حداکثر زمان استراحتتان را داشته باشید.

در سطح حرفه ای، شما بالا را هدف قرار داده اید و در انجام این کار عالی کار خواهید کرد.

با این حال، شروع به پروژه های بلند پروازانه نکنید. به خودتان بگویید که دانستن نحوه قدردانی از کیفیت دوستانتان به جای تاکید بر ضعف آن ها نشانه یک قلب بزرگ است.

فال روز یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

گردآوری: مجله تفریحی سرگرمی اکسیرفان

کانال تلگرام: https://t.me/xsir18

درباره : فانی

تیم ملی فوتبال کشورمان با پیروزی ۲ بر صفر مقابل عمان در مرحله یک‌هشتم نهایی جام ملت‌های آسیا، به دور یک‌چهارم پایانی مسابقات راه یافت.

لوسه : یوز پلنگان ایرانی در یک بازی سخت و نفس گیر در برابر تیم قدرتنمد عمان گل کاشتند و با تمام قدرت جنگیدند و در پایان فاتح میدان بودند و ۲ بر ۰ تیم عمان را شکست دادند .

 

 

این دیدار در ورزشگاه محمد بن زاید شهر ابوظبی برگزار شد.

تصاویر منتخب این بازی را در زیر مشاهده می‌کنید:

 

پس از این مسابقه، کارشناسان سایت «فاکس اسپورتس آسیا» به بازیکنان تیم ملی کشورمان نمره دادند که بالاترین نمره به بیرانوند و پایین‌ترین نمره به مجید حسینی تعلق گرفت. نمرات بازیکنان تیم ملی از نگاه کارشناسان سایت فاکس اسپورتس به شرح زیر است:

علیرضا بیرانوند (۹)، میلاد محمدی (۷)، مرتضی پورعلی‌گنجی (۷)، سید مجید حسینی (۵)، امید ابراهیمی (۷)، رامین رضاییان (۷)، وحید امیری (۷)، مهدی طارمی (۷)، علیرضا جهانبخش (۸)، سردار آزمون (۷)، اشکان دژاگه (۸)، سامان قدوس (۶) و روزبه چشمی (۶).

 

تیم ملی فوتبال ایران در مرحله یک‌هشتم نهایی مسابقات جام ملت‌های آسیا از ساعت ۲۰:۳۰ امشب (یکشنبه) در ورزشگاه محمد بن‌زاید شهر ابوظبی به مصاف تیم عمان رفت و با نتیجه ۲ بر صفر به برتری رسید. علیرضا جهانبخش (۳۲) و اشکان دژاگه (۴۱- پنالتی) گل‌های ایران را به ثمر رساندند.

مجید حسینی و وحید امیری دو بازیکن ایران بودند که  در این بازی کارت زرد گرفتند.

تیم ملی با پیروزی در این دیدار به مرحله یک‌چهارم نهایی جام ملت‌های آسیا صعود کرد و باید در این مرحله ساعت ۱۹:۳۰ روز پنجشنبه ۴ بهمن‌ماه مقابل چین که مارچلو لیپی را به عنوان سرمربی در اختیار دارد، قرار بگیرد.

ترکیب تیم ملی ایران: علیرضا بیرانوند، میلاد محمدی، مرتضی پورعلی‌گنجی، سید مجید حسینی، امید ابراهیمی، رامین رضاییان، وحید امیری، مهدی طارمی، علیرضا جهانبخش (۶۹- روزبه چشمی)، سردار آزمون (۸۸- مسعود شجاعی) و اشکان دژاگه (۷۸- سامان قدوس).

ترکیب تیم ملی عمان:  فائز الرشیدی، محمد المسلمی، رائد صالح، سعد سهیل، احمد مبارک المهیجری (۸۰- محسن الخالدی)، خالد البریکی، جمیل الیحمدی، محسن الغسانی، علی البوسعیدی، صالح یحیایی(۴۶- خالد الهاجری)، حارب السعدی.

سزار آرتورو راموس مکزیکی قضاوت دیدار ایران – عمان را بر عهده دارد.

دقیقه یک: ارسال بلند بازیکنان عمان پشت مدافعان کشومان به مهاجمان این تیم رسید که سید مجید حسینی با بی‌دقتی در ثانیه ۵۶ بازی مرتکب خطای پنالتی شد. مجید حسینی در این صحنه با کارت زرد داور جریمه شد.

دقیقه ۳: علیرضا بیرانوند ضربه پنالتی احمد مبارک المهیجری را دفع کرد و توپ را به کرنر فرستاد.

دقیقه ۴: شوت از راه دور سردار آزمون از کنار دروزاه عمان به بیرون رفت.

دقیقه ۲۰: ارسال اشکان دژاگه روی ضربه ایستگاهی روی پای علیرضا جهانبخش جفت و جور نشد و توپ راهی کرنر شد.

دقیقه ۲۵: همکاری زیبای بازیکنان ایران با پاس در عمق سردار آزمون به طارمی رسید که ضربه بی‌دقت این بازیکن راهی به دروازه پیدا نکرد.

دقیقه ۳۲: علیرضا جهانبخش با فرصت طلبی از اشتباه مدافع تیم عمان استفاده کرد و با توپ‌ربایی گل نخست ایران را به ثمر رساند.

دقیقه ۴۰: مهدی طارمی در داخل محوطه جریمه عمان سرنگون شد و داور مکزیکی به سود کشورمان اعلام پنالتی کرد.

دقیقه ۴۱: ضربه پنالتی را اشکان دژاگه به گل دوم ایران تبدیل کرد.

دقیقه ۴۴: شوت از راه دور محسن الغسانی را علیرضا بیرانوند با واکنشی زیبا راهی کرنر کرد.

دقیقه ۴۵: ضد حمله سریع تیم ایران توپ را در موقعیتی بسیار خوب به مهدی طارمی رساند که ضربه چیپ این بازیکن روی سقف دروازه عمان فرود آمد.

دقیقه ۵۳: پرتاب اوت بلند وحید امیری با تأثیر مهدی طارمی در موقعیت عالی روی خط شش قدم محوطه جریمه به سردار آزمون رسید که این بازیکن با بی‌دقتی توپ را از روی دروازه به بیرون زد.

دقیقه ۵۸: پاس در عمق اشکان دژاگه پشت دفاع عمان به مهدی طارمی رسید که این بازیکن با کنترل سینه، خود را در موقعیت تک به تک با دروازه‌بان قرار داد اما ضربه این بازیکن را دروازه‌بان عمان راهی کرنر کرد.

دقیقه ۶۴: ضربه سر محسن الغسانی از کنار دروازه بیرانوند به بیرون رفت.

دقیقه ۶۵: وحید امیری به دلیل خطا روی بازیکن عمان از داور مکزیکی کارت زرد گرفت.

دقیقه ۷۷: شوت از راه دور حارب السعدی از روی دروازه بیرانوند به بیرون رفت.

دقیقه ۸۴: ارسال زمینی رامین رضاییان پشت محوطه جریمه به مهدی طارمی رسید و پاس این بازیکن سردار آزمون را در موقعیت بسیار خوب داخل محوطه جریمه قرار داد اما تعلل این بازیکن باعث از دست رفتن این فرصت شد.

دقیقه ۸۶: همکاری خوب سردار آزمون و مهدی طارمی این بازیکن را در موقعیت تک به تک با دروازه‌بان عمان قرار داد ولی بازهم ضربه بی‌دقت طارمی را  فائز الرشیدی مهار کرد.

درباره : فانی

عشق واقعی چگونه است؟

همه افراد چه زن و چه مرد دنبال عشق واقعی هستند ، شما میدانید “عشق واقعی” چه ویژگی هایی دارد و چطور میتوان آن را پیدا کرد؟عشق یکی از مقدس ترین واژه ها است که باعث ایجاد پیوند زناشویی بین هر دختر و پسری می شود، بسیاری از افراد معتقدند که عشق واقعی وجود ندارد و عشق های اسطوره ای فقط مختص کتاب هاست.عشق واقعی

شناخت عشق واقعی و تلاش جهت تحقق آن برای داشتن یک رابطه عاشقانه سالم و در پی آن ازدواجی موفق الزامی است . در ادامه این بخش از اکسیرفان با ویژگی های عشق واقعی وچگونگی پیدا کردن آن آشنا خواهید شد.

تصاویر عشق واقعی

عشق واقعی چگونه است؟

عشق واقعی چه خصوصیاتی دارد؟

ویژگی عشق واقعی

• در عشق واقعی هیچ گاه به نفرت تبدیل نمی شود و بعد از بروز اختلافات شاید به بی تفاوتی تبدیل شود.

• آدم عاشق اساسا مهربان است و از عشق خود مراقبت و مواظبت می کند.

• عشق سالم به دنبال شناخت از طرف مقابل است تا بیشتر دوستش داشته باشد.

• در رابطه عاشقانه ای شادی ونشاط وجود دارد.

• عشق واقعی دارای خصوصیت فعال بودن است.

• عشق واقعی از اضطراب و استرس دور است و امن و آرام است.

• عشق واقعی موجب احساس بهتر و پیشرفت می شود.

عشق واقعی چیست

عشق واقعی چگونه است؟

از کجا بفهمیم عشقمان واقعی است؟

عشق واقعی تان را پیدا کنید

اغلب افراد مجرد میل دارند بدانند که چگونه و کجا باید عشق حقیقی را بیابند و عشق واقعی چه ویژگی هایی را دارد . آنها به عاشق شدن، ازدواج کردن و یا بچه دار شدن، بسیار رومانتیک فکر می کنند.

اما از مسئولیت هایی که در این راه بر عهده دارند ، بی خبرند . برای داشتن یک رابطه عاشقانه سالم افراد باید ضروریاتی را در نظر بگیرند که در ادامه این مقاله به آن اشاره شده است.

عشق حقیقی

عشق واقعی چگونه است؟

بایدها و نبایدهای عشق واقعی در زندگی

برای پیدا کردن یک فرد مناسب، خودتان باید فرد مناسب باشید

برای اینکه بتوانید به یک عشق واقعی دست یابید باید از ابتدا زندگیتان را بسازید وقبل از اینکه وارد رابطه تازه شوید ، دلایل شکست رابطه قبل خود را درک کنید و به طور کلی رابطه ناتمام تان را در ذهن خود به پایان برسانید و این اشتباهات را هیچ گاه تکرار نکنید.

مرزهای تان را بشناسید

هر فردی خط قرمزی دارد که باید قبل از وارد شدن به یک رابطه این خطوط را معین کند مثلا در مورد مواردی همچون نداشتن صداقت، عدم وجود وضعیت مالی خوب، فقدان ثبات شغلی و یا اعتیاد به الکل و یا مواد مخدر تکلیف تان را از قبل تعیین کنیدو مشخص کنید که آیا در صورت بروز این موارد، در رابطه خواهید ماند یا خیر.

عشق به همسر

عشق واقعی چگونه است؟

علائم یافتن عشق واقعی در زندگی

عشق واقعی، ارتباط سالمی برقرار می کند

در عشق واقعی عاشق و معشوق از جملاتی مانند “من احساس می کنم”، “من فکر می کنم” و یا “به نظر من” استفاده می کنند و به یکدیگر توهین نمی کنند و انتقاد در رابطه آنها جایی ندارد.

عاشقان واقعی به اهداف شخصی فرد مقابلشان احترام می گذارند

افراد عاشق به یکدیگر کمک می کنند که طرف مقابلشان به اهداف و برنامه های از پیش تعیین شده خود برسد ، از طرف مقابل شما نیز این ویژگی را دارید شما به عشق واقعی دست یافتید.

عشاق واقعی آینده ای مشترک برای خود در نظر می گیرند و برای رسیدن به آن، در کنار هم تلاش می کنند.

عاشقان واقعی

عشق واقعی چگونه است؟

چگونگی رفتار با عشق واقعی

عشق واقعی روابط تان با افراد محیط زندگی تان را تعیین کنید

عاشقان واقعی فقط با آن دسته از اقوام و دوستان، همکاران ارتباط دارند که در زندگی مفهوم عشق، احترام و صداقت را درک می کنند.بهتر است ، کسی را به عنوان شریک زندگی بپذیرید که شک و شبهه ای در مورد احساسات خود در مورد شما نداشته باشد.

قربانی نباشید

فقط درصورتی می شود به عشق و عشق ورزی تان اعتماد کرد که مسئولیت زندگی را بپذیرید و خودتان را از بند دلیل تراشی برهانید و گناهان را به گردن دیگران نیندازید.

اعتماد در عشق

عشق واقعی چگونه است؟

نشاه های عشق واقعی در رابطه عاطفی

بدانید که عشق واقعی صدمه نمی بیند

در روابط سالم و عشق واقعی دائما سوء تفاهم، دلخوری و ناامیدی به وجود نمی آید و روابط عاشقانه دارای ثبات است . عشق واقعی مشکل ایجاد نمی کند بلکه مشکلات را از میان بر می دارد.

اگر در رابطه ای وارد شدید که صدمه ای به شما وارد نمی کند بدانید عشق واقعی خود را یافته اید.

عشق واقعی از ما انتظار فداکاری ندارد

در عشق واقعی ، طرف مقابلتان از شما انتظار فداکاری ندارد و از شما نمی خواهد به خاطر او قید دوستان، خانواده و یا اهداف خود را بزنید.

فداکاری در عشق

عشق واقعی چگونه است؟

علائم عشق واقعی و پایدار چیست؟

در پیدا کردن عشق حقیقی باید دور بعضی ها را خط کشید

اگر با فردی که فاقد خصوصیات دلخواه شما است وارد رابطه شوید، شکست خواهید خورد زیرا بعد از مدتی شروع به تغییر وی مطابق همان ویژگی های دلخواه خود خواهید کرد و او در مقابل این تغییر از خود مقاومت نشان می دهد پس تنها کسانی را انتخاب کنید که مطابق سلیقه تان هستند تا پشیمان نشوید .

به عشق واقعی وابسته نشوید

اگر فرد مناسبتان را یافتید ، همان اول کار دست پاچه نشوید و به زندگی عادی خود مشغول باشید. افراد ی که تمام انرژی خود را برای جذب شریک زندگی دلخواه خود می کنند، از داشتن یک شریک مناسب و خوب محروم خواهند شد.

باید بدانید وابسته شدن به طرف مقابل زمانی است که او شریک زندگی تان باشد.

درباره : فانی

انسانها هر کدام، مرتبه اى از وجودند امّا چنین نیست که مردها مرتبه ى بالاتر از زنها را داشته باشند بلکه چه بسا زنى که رتبه ى وجودى او برتر از رتبه ى وجودى یک مرد است.

لوسه : آیا تفاوت خلقت زن و مرد که منشا تفاوتهاى بسیارى در احکام نیز شده و به دست خداوند صورت پذیرفته با عدل خداوند سازگار است؟

 

به خصوص آنکه‏ خلقت زن مشقات بسیارى را به او تحمیل نموده که به خودى خود هیچ کمال یا منشا و عامل سعادت و کمال محسوب نمى شود و زن نیز مانند مرد مکلف به وظایفى است که در صورت عدم اتمام آنها سعادت اخروى او تامین نمى شود.

غم انگیز تر از همه آنکه که در متون روایى به وفور به مطالبى بر مى خوریم که زن را مخلوق درجه دو به نفسه بى مقدار و طفیلى وجود مرد و اصلا آفریده شده براى رفع نیازهاى مردمعرفى مى کند و حتى مقتضیات خلقتش که به دست خداوند بوده علت نقص او معرفى مى شود (ر.ک: نهج البلاغه که زنان را علاوه بر نقصان عقل به دلیل قاعدگى و محرومیت از نماز و روزه‏ در دین و ایمان هم ناقص و کمتر از مرد تلقى مى کند.

کانه که نعوذ بالله زن خودش خود را آفریده و علم کافى به طراحى صحیح نداشته و چنین اشکال بزرگى به بار آورده حالا چشمش … از خیلى کمالات معنوى محروم شود)و در همین راستا حضرت صدیقه طاهره(س) که به قولى ورژن عالى و اصلاح شده زن در دیدگاه ماست از این نقص مبرا دانسته مى شود سوال این است که اگر این مقتضاى خلقت زن(به طور مثال) مسبب کسر او است(همانطور که در روایات مربوط به این مسئله آمده) چرا خداوند آن را ایجاد کرد ؟ آیا در علم و قدرت خداوند نمى گنجید که مسیر خلقت و آفرینش بدون چنین مقتضیاتى طى شود؟

همانطور که از فاطمه زهرا و یا حضرت مریم (سلام الله علیهما) چنین نقل کرده اند؟که بدون قاعدگى صاحب فرزند شده اند.(این مورد صرفا یک مثال است)قرآن تا جایى که من مى دانم مى توان گفت رویکرد منصفانه و بى تبعیضى را نشان مى دهد هرچند براى زن و مرد احکام متفاوتى دارد و حتى در ذکر پاداش اخروى مومنین تفصیلاتى دارد که ظاهرا شامل مومنات نمى شود(ر.ک به توصیفات بهشت در قرآن و بعضا در ادعیه ما)ولى آن را به حساب توجیهات مختلف گذاشته و به همان وعده هاى کلى و سر بسته قرآن به مومنات در این مورد اکتفا مى کنیم.

این سوال را به عنوان کسى مى پرسم که اصلا نمى تواند ظلم را درباره خداوند رحمن و رحیم عادل و عالم و قادر بپذیرد در حالیکه عمده رنجهاى دنیوى بر گردن زن است ولى در اجر و پاداش همان شروط مرد را دارد(ظاهرا بابت این همه ضعف در خلقت نسبت به مرد که اصلا به دست او نبوده هیچ گونه آوانسى به او نداده اند

هیچ بسیارى سختی هاى مضاعف نیز در احکام به او تحمیل مى شود(از طهارت گرفته تا ازدواج) و مخلوق درجه دو هم به حساب مى آید عواید معنوى اش نیز به پاى مرد نمى رسد. اگر این طور بدانیم که زن در دنیا و آخرت صرفا به دلیل جنسیتش نسبت به مرد متضرر تر است. حال اگر ظلمى که در دنیاى انسانها و توسط انسانها همواره به بسیارى از زنان تنها به خاطر جنسیتشان روا داشته شده بیافزاییم واقعا دیگر نمى دانم پرودگار خالق چه جوابى براى این طور زنان دارد؟(این را بگویم که در زندگى شخصى هرگز به خاطر زن بودن محرومیت و ظلمى تجربه نکردم حداقل اینطور احساس نکردم).

این سوال بى حد و اندازه مرا مى آزارد و امروز واقعا آتش گرفتم وقتى چشمم به مطلبى نوشته یک مرد جوان خورد که مالامال از توهین به جنس زن بوده و گفته بود:… خوشحالم که زن نیستم چون موجودات منفور و بدبختى هستند.. و بعد به ذکر این بدبختیها پرداخته و از ضعفشان در رابطه جنسى و دوران قاعدگى و مشکلاتش و حتى باردارى‏

و زایمان و نگاه صرفا مادى وجنسى و منتفعانه مردان به آنها… با تحقیر آمیز ترین و زشت ترین کلمات صحبت کرده بود و اینکه در هر صورت به دلیل ضعفهایشان مورد سوء استفاده اند.البته اولین بار نیست که چنین حرفهایى(مخصوصا از مردان)مى شنوم. نمى خواهم دیدگاه امثال او را تایید کنم ولى حرفهایش با وجود تلخى متاسفانه عین واقعیت بود با وجود اینها آیا کسى حق ندارد که از داشتن دختر و یا دختر بودن متنفر باشد؟استدعا دارم کمکم کنید(متذکر مى شوم که آدم بى اعتقادى نیستم و خداوند به من توفیق حفظ تمام قرآن را داده است.)

 

 

پاسخ:

۱ در این که بین زن و مرد تفاوتهایى وجود دارد شکّ نیست کما اینکه بین دو مرد و بین دو زن نیز تفاوتهاى فراوانى مى توان یافت از تفاوتهاى جسمانى گرفته تا تفاوتهاى استعدادى و روانى و…. کما اینکه بین انسان و تک تک حیوانات و موجودات نیز تفاوتهاى فاحشى است. بلکه اساساً در عالم خلقت، هیچ دو موجودِ از همه جهت شبیه هم یافت نمى شود.

چرا که وجود، حقیقتى است واحد ولى داراى مراتب که هر مرتبه از آن تنها و تنها به صورت یک موجود، ظاهر گشته است. لذا همانگونه که تفاوت مراتب اعداد، ذاتى آنها و لازمه ى عدد بودن آنهاست تفاوت مراتب وجود نیز ذاتى آن و لازمه ى مرتبه داشتن وجود است. توجّه شود که خداوند کسى را در مرتبه اى از وجود نمى آفریند بلکه خداوند، وجود واحدى افاضه نموده که آن وجود واحد، در ذات خویش داراى مراتب است و فرض وجود، بدون مرتبه داشتن، مثل فرض عدد است بدون مرتبه داشتن.

هر مرتبه از وجود نیز خودش یکى از موجودات است نه اینکه خدا هر کسى را در یک مرتبه قرار داده باشد. همان گونه که عدد چهار بودن عین در مرتبه ى چهارم عدد بودن است و چنین نیست که خدا عدد چهار را در مرتبه ى چهارم عدد قرار داده باشد چون خارج از مراتب وجود چیزى نیست تا در این مراتب قرار گیرد

با این بیان ملاحظه مى فرمایید که فرض یک موجود به جاى موجود دیگر نیز معنا ندارد یعنى نمى توان پرسید که چرا من به جاى على (ع) خلق نشدم؟ چون این سوال مثل این است که بپرسیم: چرا عدد چهار در عین چهار بودن به جاى عدد سه قرار نگرفت؟ البته توجّه شود که صحبت سر حقیقت اعداد است نه علائم قراردادى آنها.

بر این اساس، انسانها هر کدام، مرتبه اى از وجودند امّا چنین نیست که مردها مرتبه ى بالاتر از زنها را داشته باشند بلکه چه بسا زنى که رتبه ى وجودى او برتر از رتبه ى وجودى یک مرد است. براى نمونه رتبه ى وجودى آسیه همسر فرعون و هاجر و ساره، همسران حضرت ابراهیم (ع) چنان بود که مورد افاضات خاصّ الهى قرار گرفتند و یقیناً از بسیارى مردان سر بودند.

 

از این نگاه، ابداً نمى توان مرد را برتر از زن دانست بلکه در این نگاه چه بسیار زنان که برتر از مردانند و چه بسیار انسانها که رتبه ى وجودى آنها کمتر از سگ اصحاب کهف و الاغ بلعم باعور است. چرا که اینها از کف رتبه ى وجودى خودشان بالاتر نیامده و به سقف وجودى خود نائل نگشته اند.

اگر کسى ادّعا نماید که در اصل خلقت، رتبه ى وجودى زن پایین تر از رتبه ى وجودى مرد مى باشد آنگاه لازم مى آید که زنان برگزیده ى خدا را در رتبه ى پایین ترى از مردان فاسق بداند. حال آنکه یقیناً چنین نیست. برخى از زنان، مثل حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت مریم (س)، یقیناً معصوم به دنیا آمده اند و عصمت آنها اکتسابى نیست یعنى رتبه ى وجودى اینها در اصل خلقتشان، در منطقه ى معصومانه ى مراتب وجود بوده است. حال آنکه شکّ نداریم که بسیارى مردان، در چنین رتبه اى خلق نشده اند. لذا برخى زنان در اصل خلقتشان، برتر از برخى مردانند و بالعکس. بر این اساس نمى توان حکم کلّى نمود که مردان در اصل خلقتشان، برتر از زنان مى باشند.

آنچه خدا آفریده این است و آنچه حقیقت است همین مى باشد. باقىِ امورات اعتبارى اند که احکام ویژه ى خود را دارند. آنچه ملاک خداوند در حساب رسى روز قیامت مى باشد همین رتبه ى وجودى اشخاص مى باشد نه مرد و زن بودن آنها. چرا که حقیقت تکلیف هر کسى متناسب با همین رتبه ى وجودى اوست لذا فرمود: «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» یعنى تکلیف هر کسى متناسب با سعه و گستره ى وجودى اوست. البته شکّ نیست که شکل تکلیف نه حقیقت و عمق آن متناسب با امکانات و ابزارهاى موجود براى شخص مى باشد.

آنکه پا ندارد، طبیعى است که هنگام وضو، مسح پا هم برایش واجب نیست. آنکه روزه برایش مضرّ است، روزه بر او واجب نیست که هیچ، حرام نیز مى باشد. زنى که حیض نمى بیند، احکام حیض را هم نخواهد داشت زنى که بچّه دار نمى شود، احکام نفاس نخواهد داشت. و البته تکالیفى نیز براى این گونه افراد است که دیگران ندارند مثلاً آنکه بچّه دار نمى شود، تکلیف دارد که در این باب راضى به قضاى الهى باشد و بر خداى حکیم، خرده نگیرد. به همین صورت، آن انسانى که بدن مردانه دارد، شکل تکلیفش با آنکه بدن زنانه دارد فرق خواهد کرد. امّا فرق در شکل تکلیف است، نه در حقیقت و عمق تکلیف.

حقیقت تکلیف، مرد و زن و بیمار و سالم و غنىّ و فقیر و… نمى شناسد حقیقت تکلیف براى انسان است و انسان نه مرد است نه زن، نه ثروتمند است نه فقیر، نه بیمار است نه سالم. اگر انسان، زن بود، مردها انسان نبودند و بالعکس. مرد انسان است، زن هم انسان است، امّا انسان، نه مرد است و نه زن. زن و مرد بودن، امورى هستند غیر از انسان بودن و هیچ مرد و زنى نیز مکلّف نیست بلکه انسان است که تکلیف دارد و زن بودن و مرد بودن، مثل فقیر بودن و غنى بودن، بیمار بودن و سالم بودن و زیبا بودن و نازیبا بودن، با استعداد بودن و کم استعداد بودن و…، جزء ابزارهاى امتحان الهى اند و شکل تکلیف و فُرم سوالات امتحانى، تابع این امور ابزارى و به اصطلاح، امکانات موجود است. لذا خداوند متعال فرمود: «… لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها خداوند تکلیف نمى کند.

کسى را مگر به تناسب آنچه به او داده است» (الطلاق: ۷) اگر ثروت داده، تکلیفى متناسب با آن خواسته اگر فقر داده، تکلیفى مرتبط به آن طلب نموده اگر سلامتى و زیبایى داده، تکالیف مربوط به آنها را خواسته و به همین نحو، اگر به انسانى بدن مردانه داده، تکلیف متناسب با آن را خواستار است و اگر به انسانى بدن زنانه داده، تکلیفى در ارتباط آن طلب نموده.

امّا عمیق تکلیفى که از شخص خواسته، تنها و تنها متناسب با رتبه ى وجودى شخص، در اصل خلقتش مى باشد یعنى با توجّه به سقف وجودى که او مى توانست بدان راه یابد. بر همین اساس، چه بسا کسى هزاران گناه مى کند و مورد آمرزش خدا واقع مى شود ولى دیگرى به خاطر یک گناه، در قعر جهنّم سقوط مى نماید. خداوند در حساب روز قیامت، به کمیّت و شکل اعمال نظر ندارند بلکه کیفیّت و حقیقت یک عمل را با رتبه ى صاحب عمل مى سنجد.

لذا میزان هر کسى در روز قیامت، اوج رتبه ى خود اوست همان اوجى که مى توانست به آن برسد. و البته از آنجا که انسان کامل، صاحب تمام مراتب وجودى است، لذا او ختم المراتب و میزان الموازین مى باشد.

پس در این وادى اساساً فرض ظلم براى خدا معنى ندارد. او از باب احسان، که فوق عدل مى باشد، وجود مى دهد حال آنکه بدهکار کسى نیست تا به سبب ندادن، ظالم دانسته شود. و آنگاه به تناسبِ سعه ى وجودى تکلیف مى خواهد و بساط امتحان را مى گستراند و با راحتى ها و سختى ها، با زیبایى ها و زشتى ها، با ثروت و فقر، یا زن بودن و مرد بودن، با سلامتى و بیمارى و… انسانها را آزمایش مى نماید تا استعدادهاى انسانى نه استعدادهاى مردانه و زنانه ى خود را شکوفا سازند.

لذا نه مرد بودن براى کسى کمال حقیقى است نه زن بودن نه فقر کمال است نه ثروت، نه بیمارى کمال است نه سلامتى، نه زیبایى دنیایى کمال است نه زشتى دنیایى بلکه همه ى اینها، فقط و فقط وسیله امتحانند. دنیا فقط و فقط مزرعه است و جاى پاداش نیست. حتّى اگر پاداشى ظاهرى یا عذابى ظاهرى هم به کسى بدهند، خود همان پاداش و عذاب نیز براى امتحان مى باشد. و امتحان نیز فقط براى شکوفا نمودن استعدادهاى انسانى است.

۲ فرموده اید: نوع خلقت زنها مشقّاتى براى آنها دارد.

عرض مى شود که این پندار زنهاست که تنها آنها مشقّت دارند و الّا مردها نیز مشقّات خاصّ خودشان را دارند ولى مثل زنها مدام آنها را به رخ نمى کشند. زنان مومن چون باید مسائل خونه اى سه گانه را مراعات نمایند لذا خیال مى کنند که با تکلیف سنگینى مواجه هستند. امّا اگر زنى در بند احکام دینى نباشد، چنین خونى را براى خودش دردسر بزرگى نیز نمى داند و خون حیض براى او با خلط بینى فرق چندانى ندارد.

مردان مومن نیز با توجّه به ایمانشان سختى هایى را دارند که براى نمونه به مواردى از مشقّات مردان اشاره مى کنیم تا ملاحظه فرمایید که اینها نیز بى مشقّت نیستند. البته قبل از این بیان باز شما بزرگوار را متوجّه مطالب فوق مى کنیم که، اساساً تکلیف هر شخص انسانى منحصر به فرد است و خداوند از هر کسى تنها همان تکلیفى را مى خواهد که شکوفا کننده ى خود اوست. لذا اگر تکلیف شخص الف را از شخص ب بخواهد، محال است تکاملى براى حاصل شود.

مردها از نظر تمایلات جنسى، اکثر اوقات نیازمند برآورده شدن هستند به نحوى که اگر متدیّن نباشند، روزى نخواهد بود که در صدد برآوردن نیاز جنسى خود نباشند حال یا از طریق همسرشان یا با شیوه هاى نامشروع. این صرف ادّعا نیست بلکه حسّ شخصى خودمان به عنوان یک مرد از یک طرف، و تحقیقات روانشنانسان از طرف دیگر، نشان مى دهد که مردها هر روز محتاج آنند که نیاز جنسى آنها برآورده شود.

افراد غیرمتدیّن از این بابت مشکلى ندارند و با هر روش مشروع و نامشرعى شده نیاز خود را برآورده مى سازند همان گونه که زنان غیر مومن، مشکل چندانى با عادت ماهانه ندارند. امّا افراد متدیّن، چون نمى توانند از راههاى نامشروع مثل خودارضایى استفاده نمایند لذا تا زمان ازدواج، همواره مانند گرسنه اى هستند که غذایى به چنگ نمى آورند. و آنگاه که ازدواج نمودند، تماماً وابسته به همسرشان هستند و بدبختانه اکثر زنان نیز متوجّه غلیان شهوت مردان نیستند و از طرف دیگر، مردان مومن نیز نمى خواهند زیاد مزاحم همسرانشان شوند.

لذا مجبورند تا جایى که امکان تحمّل دارند صبورى پیشه نمایند. البته تجربه نشان داده که هر اندازه نیز این مطلب را به زنها توضیح دهند متوجّه مشکل حادّ مردان نمى شوند. این مشکل براى مردها به قدرى جدّى است و زنها چنان از این مشکل مردها بى خبرند که خداوند متعال از راه وجوب اطاعت زن از مرد در امور زناشویى به داد مردها رسیده است. البته اگر زنهاى مومن این تکلیف را جدّى بگیرند.

حتماً توجّه دارید که تکالیف الهى، حکایت از حقایق بیرونى مى کنند و با عالم تکوین، تطابق دارند. خداوند متعال اگر یک بار به والدین امر کند که فرزندان خود را محترم دارید، دهها بار فرزندان را امر مى کند که والدین را احترام نمایید. چرا؟ چون والدین در این خصوص، نیازى به توصیه ندارند. والدین به طور طبیعى خود را وقف فرزندانشان مى کنند امّا فرزندان نسبت به والدین، چنین نیستند.

لذا لازم است که مدام و به صورت جدّى مورد امر قرار گیرند. از این جهت است که خداوند متعال، اطاعت از والدین را فرزندان، واجب نموده است. در روابط بین زن و مرد نیز همین قاعده حاکم است. اگر خداوند متعال زن را امر نموده که خواستهاى جنسى شوهر را بى معطّلى برآورده سازد و این امر را مهمّترین وظیفه ى زن نسبت به شوهر دانسته، بیانگر واقعیتى بیرونى است یعنى نیاز جنسى مرد، چنان جدّى است که اگر زن، آن را نادیده بگیرد، عوارض ناگوارى براى مرد و خانواده خواهد داشت. آمارها نیز نشان مى دهند که یکى از بزرگترین عوامل طلاق، نارضایتى مردان از زنان است، در امور زناشویى. البته این عامل، معمولاً خود در قالب یک بهانه ى دیگر نمودار مى سازد. بسیارى از بداخلاقى هاى مردان و افسردگى هاى آنها نیز ریشه در همین گرسنگى جنسى آنها دارد.

حال اگر به این حکم الهى در باب روابط زناشویى نظر نمایید و آن قاعده ى تطابق تشریع با تکوین را مورد ملاحظه قرار دهید، خواهید یافت که اکثر مردان مومن، از این ناحیه، چه فشارهاى روانى بزرگى را تحمّل مى نمایند.

مردان مومن، هم به صورت سرشتى و طبیعى، هم به دستور شرع، بر خود واجب مى دانند که صبح تا شب، جان بکنند تا بتوانند مسکن و پوشاک و خوراک همسر و فرزندانشان را تهیّه نمایند حال آنکه شرعاً بر زن واجب نیست که کار کند. خودِ کار کردن در چلّه ى زمستان و کوره ى تابستان، مشقّت کمى نیست. امّا مشقّت بزرگتر این است که صبح تا شب زیر بار هر کس و ناکس بروى و هر روز از این و آن دستور بشنوى و بله قربان بگویى. کسى از ظریفى پرسید: آیا مردها هم حیض مى بینند؟ گفت: بلى آنگاه که صاحبخانه جوابت کرده، عائله نان مى خواهد، زن شماتت مى کند، فرزند اخم کرده که چرا فلان چیز را نخریدى و صاحبکار مزدتت را نمى دهد، حتماً دچار حیض خواهى شد.

از جمله دعاهایى که از مردها زیاد شنیده مى شود، این دعاهاست: «خدایا هیچ مردى را شرمنده ى اهل و عیال نکن» «خدایا هیچکس را متجاج کس و ناکس نکن». وقتى زن و فرزند از مرد چیزى مى خواهند و مرد توان تهیّه ندارد، شاید ندانید که چه مى کشد. چنان دردى روانش را مى آزارد که صدبار از درد زایمان بدتر است. و با تمام این احوال ناچار است درد خود را پنهان نماید. این گونه دعاها، که از مردان شنیده مى شود، در حقیقت بازگویه ى آن درد درونى است.

به همان اندازه که زنها به طور طبیعى راحت مى توانند مشکلاتشان را بازگو کنند و شکایت نمایند، به همان اندازه نیز مردها نمى توانند چنین کنند. براى زنها خیلى راحت است که خود را بدبخت جلوه دهند و به اندک مشکلى ناله نمایند امّا مرد حتّى زمانى که گرفتار مصائب بزرگ هم مى شود، نمى تواند به این راحتى اظهار بدبختى کند. چون احساس مى کند که فروریختن او مساوى است با فروریختن خانواده اش. البته این احساسى ناخودآگاه و سرشته شده در طبیعت اوست. لذا ناله نکردن مردها را به حساب بى درد بودنشان نگذاریم.

به عنوان یک مرد، حرف براى گفتن از مشکلات مردان زیاد دارم امّا به همین اندک بسنده مى کنم و فقط توصیه مى نمایم که زنها خیال نکنند که مردها مشکلات ندارند. ما انسانها عادت کرده ایم که خود را دردمند و دیگران را بى درد بدانیم. حال آنکه همگان مشکلات دارند.

۳ فرموده اید: «خلقت زن، مشقات بسیارى را به او تحمیل نموده که به خودى خود هیچ کمال یا منشا و عامل سعادت و کمال، محسوب نمى شود»

عرض مى شود این گونه نیست. بشر هیچ مشقّتى را تحمّل نمى کند مگر اینکه اجر دارد به شرط آنکه خداوند متعال را متّهم ننماید. بیمارى اجر دارد و کفّاره ى گناهان محسوب مى شود. در روایات تصریح شده که هنگام زایمان، گناهان زن فرو مى ریزند چنان که در پاییز برگ از درختان فرو مى ریزد. البته حقّ الناس و آن قسم حقّ الله که قضا و کفّاره دارد، حسابش جداست.

باز روایت است که اگر زنى در حال زایمان بمیرد، اجر شهید فى سبیل الله دارد. شیر دادن به فرزند، احسان است و رعایت مسائل خونهاى سه گانه فرمانبردارى خداست و عبادت محسوب مى شود. برخى عوام خیال مى کنند تکلیفِ افزونتر ظلم است حال آنکه تکلیف افزون، کمال افزون در پى مى آورد. لذا برخى از امور که بر ما مستحبّ هستند براى اهل بیت (ع) واجب بودند نظیر نماز شب. در روایات، تصریح شده که اگر کسى نقص عضو دارد یا ضعفى دارد یا بیمارى دارد، روز قیامت در برابر آن عوض دریافت خواهد نمود. پس نفرمایید که مشقّات ناشى از نوع خلقت، هیچ کمالى در پى ندارد.

البته به این نکته نیز اشاره کنیم که اکثر مشقّت خونهاى سه گانه، ناشى از وسواس افراد است. بسیارى از مردم متدیّن، عادت دارند امورى را بر خود واجب نمایند و سختگیرى هایى در حقّ خود بکنند که خداوند متعال نخواسته است. در امور طهارات و امثال آن، افراد حسّاس به احکام شرع، باید مثل افراد مومن ولى غیر حسّاس به این امور، رفتار نمایند. شخصى از شاگردان شیخ عبدالکریم حائرى مى گوید: روزى در حمّام عمومى مردى را دیدم که هنگام خروج از صحن حمّام، پاهاى خود را در آب دم در، آب نکشید و همینجور از صحن حمّام وارد قسمت رختکن شد. پیش رفتم تا به او گوشزد کنم که کف حمّام عمومى احتمال نجاست دارد.

جلو که رفتم دیدم آن مرد، شیخ عبدالکریم حائرى است. گفتم: استاد مثل اینکه یادتان رفت هنگام خروج از صحن حمّام، پاهاى شریفتان را آب بکشید. فرمودند: مگر صحن حمّام نجس است؟ گفتم: چه عرض کنم. فرمودند: هر چه مى خواهى عرض کن یعنى ما به این گونه احتمالات اهمّیّت نمى دهیم و این گونه مسائل، مثل عوام رفتار مى کنیم.

۴ فرموده اید: «غم انگیز تر از همه آنکه که در متون روایى به وفور به مطالبى بر مى خوریم که زن را مخلوق درجه دو، به نفسه بى مقدار، و طفیلى وجود مرد و اصلا آفریده شده براى رفع نیازهاى مرد، معرفى مى کند»

توجّه نمایید که:

اوّلاً هر روایتى سند صحیح ندارد.

ثانیاً تک تک جملات و کلمات هر روایت صحیحى نیز قطعى الصدور از جانب معصوم نیست. اهل فنّ مى دانند که گاه راویان حدیث، معنا را از معصوم گرفته و در کلمات، دخل و تصرّف مى کنند. به اصطلاح، کلام را نقل به معنا مى کنند و چه بسا در این نقل به معنا، دچار اشتباه شده و برداشت شخصى خودشان را نقل مى نمایند. البته تشخصیص اینکه آیا چنین اتّفاقى براى یک حدیث افتاده یا نه؟ در موارد زیادى براى اهل فنّ، امکان پذیر مى باشد. بر همین اساس است که ما را امر نموده اند به ارائه احادیث به قرآن کریم و عقل سلیم.

ثالثاً آیا شما بزرگوار یقین دارید که چنین روایاتى را با فرض صحیح بودن سندشان و صدور قطعى کلماتشان درست تفسیر مى نمایید؟ چه بسا آنچه شما مى پندارید، تفسیر درست چنان احادیثى نباشد. کما اینکه مواردى را سراغ داریم که اکثر مردم و حتّى گاه علما، نادرست تفسیر مى کنند.

هیچ مسلمانى حقّ ندارد سرخود، روایات فقهى را بگذارد جلویش و به معانى ظاهرى آنها عمل نماید. بلکه فهم این روایات بر عهده ى فقیه است و غیر فقیه باید به فتواى فقیه رفتار کند. در جوامع روایى ما احادیثى نیز وجود دارند که مربوط مى شوند به علم کلام (عقائد). این روایات نیز باید توسّط متکلّمین، مورد مداقّه قرار گیرند و مردم غیر متخصّص در علم کلام نمى توانند بدون داشتن علم لازم، دست به تفسیر این گونه احادیث بگشایند.

پاره اى از روایات نیز مربوط هستند به روانشناسى، جامعه شناسى، مردم شناسى، اقتصاد، سیاست، طبّ و بهداشت و…. حال چگونه است که در احادیث فقهى و کلامى باید اهل تخصّص دست به تفسیر بگشایند، ولى در روایات مربوط به این علوم، هر غیرمتخصّصى نیز حقّ اظهار نظر و تفسیر دارد؟ آیا این گونه علوم تا این اندازه پیش پا افتاده اند؟ مشکل اینجاست که متأسفانه مسلمین، بر اساس آیات و احادیث، مدل اسلامى این علوم را تدوین نکرده اند و همین است که باعث شده هر کسى به خودش اجازه تفسیر این گونه احادیث را بدهد.

در روایات اهل بیت (ع) آمده که زنان ناقص العقل و ناقص الایمان هستند. این کلام، از گهربارترین جملاتى است که در وادى روانشناسى گفته شده ولى متأسفانه به خاطر تأسیس نشدن علم روانشناسى اسلامى، این جملات افتاده است دست افراد عادى جامعه، تا هر گونه که خواستند، کلام معصوم را تفسیر نمایند. آن هم کلام کسى را که همسرى چون فاطمه زهرا (س) دارد و دخترى چون زینب کبرى (س) تربیت نموده است. کسى که کنیز خانه اش، جناب فضّه، قادر بود هزاران عالم برجسته را درس بگوید و حدود بیست سال سخن نگفت مگر با آیات قرآن کریم.

اگر مردى این سخنان را مى گفت که زنى نانجیب در خانه داشت، محملى براى این گونه تفسیرها وجود داشت. امّا وقتى على بن ابى طالب (ع) این سخنان را مى گوید، که همسرش برتر از انبیاست، و دخترش عالمه ى غیر معلّمه مى باشد، به حکم عقل باید در تفسیر کلامش محتاط بود. چگونه ممکن است چنین مردى با دارا بودن چنان همسر و دخترى، آن معنا را در مورد زنان لحاظ نماید، که شما بزرگوار تصوّر نموده اید؟ پس به جاى آنکه گوینده را این اندازه پایین آوریم، آیا سزا نیست که در فهم خودمان از کلام او تجدید نظر نماییم؟

با این مقدّمه مى پردازیم به تفسیر کلام حضرتش:

امام (ع) بعد از ختم جریان جنگ جمل، که فرماندهى لشکر مخالف را در این جنگ، عایشه، همسر رسول خدا (ص)، بر عهده داشت، در مقام مذمّت بازماندگان لشکر مخالفین و ارشاد لشکر خودش فرمودند: «معاشر النَّاس، أنَّ النِّساء نواقص الأیمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول. فأمَّا نقصان ایمانهنَّ فقعودهنَّ عن الصَّلوه و الصِّیام فى أیَّام حیضهنَّ و أمّا نقصان عقولهنَّ فشهاده امرأتین کشهاده الرَّجل الواحد و أمَّا نقصان حظوظهنَّ فمواریثهنَّ على الأنصاف من مواریث الرِّجال فاتَّقوا شرار النِّساء و کونوا من خیارهنَّ على حذر و لا تطیعوهنَّ فى المعروف حتّى لا یطمعن فى المنکر.

اى مردم، ایمان زنها ناقص است و نصیب و سهم آنان ناقص است و عقول آنان ناقص است. اما دلیل نقص ایمان آنان، محروم گشتن آنان از نماز و روزه در روزهاى حیض است. نقصان عقول آنان بدانجهت است که شهادت دو زن مساوى شهادت یک مرد است و نقصان نصیب و سهم آنان مربوط به حق الارث است که زن نصف حق الارث مرد را مى‏برد. از اشرار زنها بترسید و نیکان زنان را مورد دقّت و احتیاط قرار بدهید و در نیکى‏ها اطاعتشان نکنید تا در بدى‏ها به طمع نیفتند».

محور جنگ جمل عایشه بود که مردان عرب به تبعیّت از او با على (ع) جنگیدند. عایشه ادّعا داشت که خونخواه خون عثمان مى باشد و به خاطر این ادّعا مردم بصره را قتل عام نمود و استاندار بصره جناب عثمان بن حنیف، صحابى مخلص امیر مومنان (ع)، را با وضع فجیعى به شهادت رساند. عرب جاهل از او تصویر یک قدّیسه را درست کرده بودند تا آنجا که حتّى شتر او را هم مقدّس مى دانستند و مدفوع شترش را براى تبرّک برمى داشتند.

لذا امیرمومنان (ع) در این جنگ، تنها با عایشه نجنگید بلکه سعى داشت این گوساله ى سامرى و بت تازه درست شده را نیز بشکند. لذا فرمان داد که پاهاى جمل (شتر عایشه) را قطع کنند و آنگاه که شتر مرد، فرمان داد تا آن را آتش زدند و خاکسترش را به باد دادند تا حتّى استخوان و پشمى نیز از آن باقى نماند تا جهل عرب آن را براى خودش بت نسازد.

پس از این واقعه، حضرتش به روشنگرى پرداخت و مردان عرب را مورد مذمّت قرار داد که در پى زنى راه افتاده و جامعه را به آشوب کشانده اند حال آنکه خود عرب از دیرباز ابا داشت که از زنان، فرمان برد و این حقّ است که در مسائل قضاوت و جنگ و سیاست، مردان نباید تابع زنان باشند.

چرا که زنان براى این امور آفریده نشده اند. عایشه قضاوت نمود و على (ع) را در خون عثمان مقصّر شناخت حال آنکه به حکم شرع، زنان حقّ قضاوت ندارند. آنگاه لشکرى فراهم نمود و فرمانده آن لشکر شد حال آنکه زنان حقّ امامت و پیشوایى بر مردان را ندارند. امّا چرا؟ و آیا اینها تحقیر زن است؟

نقص بر دو گونه است نقص طبیعى و نقص ارزشى. نقص طبیعى، دست خود شخص نیست و اساساً نقص نیست بلکه در قیاس است که نقص تلقّى مى شود. مثلاً زنان نقص قدرت دارند یعنى در قیاس با مردان، قدرت کمترى دارند در عوض، مردان نیز نقص عاطفه دارند چون در قیاس با زنها، عاطفه مردها خیلى کمتر است. امّا نه اندکى قدرت براى زن، نقص حقیقى است نه اندکى عاطفه براى مردان.

چرا که نه زن به چنان قدرتى نیاز دارد نه مرد به چنان عاطفه اى. هر کدام از این دو موجود، براى امرى آفریده شده اند و متناسب با آن هدف، امکاناتى نیز در اختیار دارند. البته توجّه شود که هدف از خلقت مرد و زن، غیر از هدف از خلقت انسان مى باشد. پیشتر گفتیم که مرد بودن و زن بودن، غیر از انسان بودن است. انسان مرد و انسان زن، در هدف انسانى، اشتراک دارند امّا هدف خلقت زن، غیر از هدف خلقت مرد مى باشد.

امّا نقص ارزشى، نبود آن کمالى است که شخص مى تواند کسب نماید و باید کسب نماید، ولى کسب نکرده است. مثلاً جهل، یک نقص ارزشى است بداخلاقى یک نقص ارزشى است.

بر این اساس، عرض مى شود: نقص عقل و نقص ایمان و نقص حظّ نیز بر دو گونه اند یعنى هم نوع ارزشى دارند هم نوع طبیعى.

از طرف دیگر، عقل و ایمان نیز استعمالات گوناگونى دارند. عقل به معناى آن قوّه اى که با آن خدا شناخته و مورد عبادت قرار مى گیرد و با آن بهشت کسب مى شود، ربطى به زن یا مرد ندارد بلکه حتّى چنین عقلى صفت خاصّ انسان هم نیست چرا که اکثر موجودات عالم، واجد چنین عقلى مى باشند. جنّها که یقیناً واجد این عقلند لذا مکلّف به تکالیف الهى اند. ملائک هم که سر تا پاى وجودشان از این سنخ عقل مى باشد.

با توجّه به آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) و نظرات دانشمندان بزرگوارى چون علّامه طباطبایى، حتّى حیوانات نیز از چنین عقلى برخوردار مى باشند. شاهد روشن این ادّعا، جریان هدد در سوره ى نمل مى باشد که فهم توحیدى او یقیناً از بسیارى از افراد بشر بیشتر مى باشد. بر همین اساس است که طبق روایات، حیوانات نیز بهشت و جهنّم مخصوص خودشان را خواهند داشت.

امّا عقل به معناى آن قوّه اى که مصالح و فایده هاى دنیوى را تشخیص مى دهد و معادلات زندگى جمعى را حلّ مى کند، اساساً ربطى به عقل فوق الذّکر ندارد بلکه از باب ضیق تعبیر، اسم کچل را گذاشته اند زلفعلى. این عقل، که عقل معاش یا عقل ابزارى نامیده مى شود، در مواردى ارزش است و در مواردى یگر ضدّ ارزش. اگر این صفت در مردان زیاد باشد، ارزش است (ارزش دنیوى) ولى اگر در زنان زیاد باشد، ضدّ ارزش خواهد بود (ضدّ ارزش دنیوى). چون مرد چنان آفریده شده که کسب معاش نماید یعنى کار کند، با مردم سر و کلّه بزند، سیاست ورزد، از کیان خانواده و جامعه دفاع نماید و به جنگ بپردازد و…. و روشن است که براى چنین رسالت طبیعى، وجود زیادى چنین عقلى، مطلوب مى باشد.

در مقابل، چنین کسى ناقص العاطفه نیز باید باشد. چون عواطف، دقیقاً در مقابل چنین عقلى قرار دارند حال آنکه عواطف با عقل سابق الذّکر منافاتى ندارند. اگر کسى در جریان سیاست، جنگ، تجارت و کار اقتصادى و امثال آن، عواطف به خرج دهد، به قول معروف، کلاهش پس معرکه مى باشد. امّا زنها براى این امور آفریده نشده اند. رسالت طبیعى زن، تربیت انسان، حفظ وحدت خانواده و به عَرَض آن حفظ وحدت جامعه، انتقال فرهنگ به نسل بعدى و امثال این گونه امور مى باشد. براى این گونه امور نیز نه قدرت بدنى بالایى لازم است، نه عقل ابزارى به آن معنا که گفته شد. بلکه ابزار چنین رسالتى، عاطفه ى غلیظ و عشق وافر است. اگر مرد عاقل را مأمور بچّه دارى کنند، یا دچار ضعف اعصاب شده و روانى مى شود یا بچّه را از پنجره بیرون مى اندازد. حال آنکه مادر به طور طبیعى، چنان است که براى کودکش مى میرد. تجربه هاى روانشناسانه نیز نشان داده که زنان عاقل، میل طبیعى به حفظ خانواده ندارند.

این گونه زنها بیشتر به تجارت و سیاست و پلیس بازى و امثال این امور تمایل دارند و اغلب نیز زندگى زناشویى موفّقى ندارند.

حاصل کلام آنکه یقیناً در اکثر زنها، عقل ابزارى ضعیف مى باشد و عواطف انسانى قوى و در اکثر مردها، عقل ابزارى قویتر است و عواطف انسانى ضعیفتر. و البته موارد استثنا در امور روانشناختى همواره وجود دارد. و این است آن نقص عقلى که امیرمومنان (ع) به زنها نسبت دادند.

آن عقلى که در قضاوت به درد مى خورد، همین عقل است که عاطفه را کنار مى زند و آنجا که باید، حکم به قصاص مى دهد یا آنجا که انسان شدیداً از کسى تنفّر دارد، ولى مدرکى بر ضدّ او ندارد، حکم به تبرئه مى دهد. اگر بنا شود زنها وارد قضاوت شوند، به خاطر غلیان عاطفه، یقیناً بسیارى اوقات، پایشان به شدّت خواهد لغزید. البته مرد نیز کاملاً بى عاطفه نیست لذا احتمال لغزش دارد امّا این احتمال در قیاس با لغزش زنها، اندک است.

عایشه که بهانه ى سخنان امیرمومنان (ع) بود در جنگ جمل قضاوت نمود و کسى را مجرم دانست که هیچ جرمى نداشت فقط به این سبب که از گذشته با على (ع) ضدّیّت داشت. و به خاطر همین تبعیّت از احساسات، هزاران نفر را به کشتن داد. اینکه امیرمومنان (ع) در استدلال بر نقص عقل زنها فرمودند: «و أمّا نقصان عقولهنَّ فشهاده امرأتین کشهاده الرَّجل الواحد» گواه همین تفسیر است.

چرا که زنها بیش از آن که با عقل ابزارى ببینند، با چشم احساس و عاطفه مشاهده مى کنند در نتیجه شهادت آنها ارزش اثباتى بالایى ندارد. از اینرو شهادت دو زن در حکم شهادت یک مرد قرار گرفته است. در قرآن کریم نیز فرمود: «… وَ اسْتَشْهِدُوا شَهیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى… و دو نفر از مردان خود را (بر این حقّ) شاهد بگیرید و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانى که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکى انحرافى یافت، دیگرى به او یادآورى کند» (البقره: ۲۸۲) ملاحظه مى فرمایید که سرّ قرار دادن دو شاهد زن به جاى یک شاهد مرد را خداوند متعال این امر بیان نموده، که زنان در امر شهادت، دچار لغزش طبیعى مى شوند، لذا باید دو نفر باشند تا لغزشهاى طبیعى ناشى از غلبه ى احساسات را همپوشانى نمایند.

پس عقل زن ناقص است و این نقص، نقص طبیعى است نه نقص ارزشى و آن عقل نیز عقل ابزارى است نه آن عقل که به درد بندگى و آخرت مى خورد. و چنین نقصى نیز براى زنان، زشت نیست بلکه لازمه ى زن بودن و رسالت زنانه ى آنهاست. امّا امر زشت در این میان آن است که زنان همانند عایشه در امورى وارد شوند که نیازمند چنین عقلى مى باشد.

و زشتتر آنکه مردان در این گونه امور، تابع زنان باشند کما اینکه زشت است که زنان، در امور خانه دارى و تربیت کودک، تابع مردان باشند. رسول خدا (ص) قبل از اینکه به جهاد رود، با زنان مشورت مى نمود و برخلاف نظر آنها رفتار مى کرد. چون مى دانست که اغلب زنها در این گونه امور، نه بر اساس عقل فایده جو، بلکه بر اساس احساس و ترس فتوا مى دهند. کما اینکه در این گونه امور، نظر جوانان را بر نظر پیران ترجیح مى داد. چون مى دانست که عقل پیران، عافیت جوست و عقل جوانان، میل به شجاعت دارد.

اینها نکات روانشناسانه اى است که شگفتى آنها را اهلش مى فهمند امّا حیف و صد حیف که کالایى به این گرانى افتاده است به دست ما گوهرناشناسان.

امّا ایمان.

ایمان بر دو گونه است ایمان اعتقادى و قلبى که اصل است و ایمان روانشناختى که فرع مى باشد. زن مومن، چه در حال حیض و چه در حال عادى، اعتقاد قلبى اش تفاوتى نمى کند. اگر در حالت عادى نماز مى خواند، به خاطر ایمان به خدا و اجراى دستور اوست و اگر در حال حیض، نماز نمى خواند، باز به خاطر ایمان به خدا و اجراى دستور اوست. آنچه شرط ایمان مى باشد، اجراى دستور خداست. لذا اگر گفت: نماز بخوان باید خواند و اگر فرمود: نماز نخوان باید نخواند. پس در این ایمان، فرقى بین مرد و زن نیست.

امّا امر دیگرى است با عنوان احساس ایمان. ایمان، امر قلبى است امّا ظهوراتى نیز دارد. وقتى کسى نماز مى خواند، ایمان قلبى خودش، براى خودش ظاهر مى شود وقتى به جهاد مى رود، ایمانش برایش ظاهر مى شود کما اینکه وقتى گناه مى کند، ضعف ایمانش برایش ظهور مى یابد. پس عمل، ایمان نیست بلکه ایمان قلبى ما را براى خودمان ظاهر مى سازد. اینجاست که در ما حالتى نمودار مى شود با عنوان «احساس ایمان» اینکه احساس مى کنیم که مومن هستیم. اگر کسى نماز بخواند، چنین احساسى را خواهد داشت حال اگر نماز شب هم بخواند، این احساس، قویتر خواهد شد و اگر خمس دهد بازهم قویتر خواهد شد.

از طرف دیگر، اگر عمل خیرى را ترک نماید، مثلاً نماز شب مى خواند و حالا نخواند، احساس سقوط از مراتب ایمان به او دست مى دهد. زنها در حال حیض، با اینکه ایمان قلبى دارند و این ایمان کم هم نمى شود، ولى باز احساس کم شدن ایمان مى نمایند نوعى حالت روانى در آنها ایجاد مى شود شبیه حالت آن کسى که عمدتاً ترک نماز نموده البته با شدّت کمتر. این همان نقص ایمانى است که امیرمومنان (ع) به زنها نسبت دادند.

این حالت وقتى با حالتهاى دیگر مثل حالت زودرنجى و حالت عصبى مزاجى که در زنهاى حائض دیده مى شوند ترکیب مى شود، نمود روشنترى مى یابد. این حالت، در حقیقت نقص نیست بلکه نوعى حالت تدافعى روانى است که زن را وا مى دارد تا برخى ملاحظات پرهیزکارانه را کنار گذارد و مراقب خود باشد. چرا که در این حالت، زن نیاز به مراقب بیشترى از خود دارد.

باید بیشتر بخورد، بهتر بخورد، بیشتر استراحت نماید، روابط جنسى نداشته باشد و…. لذا به طور طبیعى و متناسب با این امور، خُلق و خوى مخصوصى در زن ظاهر مى شود. و روشن است که احساس ایمان نیز تا حدودى با این گونه مراقبتها منافات دارد. چون احساس ایمان، انسان را مى کشاند به سمت از خودگذشتگى و ایثار در حالى که زن در این حالت نیازمند عدم از خودگذشتگى است. اگر بنا شود که زن در این حالت نیز مثل حالت عادى، از شکم خود بزند و به شوهر و بچّه بدهد، یا مطیع خواستهاى جنسى شوهر باشد، یا به خاطر آنها از استراحت خود بزند، طبیعى است که دچار ضعف مى شود.

پس این حالت در زنان، یک نوع حالت تدافعى طبیعى است. امّا باید دانست که در این حالت، میل زنان به عصیان و گردنکشى نیز بیشتر مى شود چرا که احساس ایمان، که در مقابل عصیانگرى است، تضعیف شده است. لذا زنان در این حالت، چندان قابل اعتماد نیستند یعنى نه خود زن باید به خودش اعتماد نماید نه دیگران. بخصوص آنجا که پاى کینه و تنفّر و امثال آن نیز در میان باشد که امورى مثل قضاوت، جنگ و سیاست، مملوّ از این کینه ها و تنفّرها هستند.

پس امیرمومنان (ع) به مردان آن دو لشکر هشدار داد که مواظب باشید که زنان به خاطر حیض، نوعى احساس روانى کسر ایمان دارند و در این حالت ممکن است دست به کارهاى نامعقولى بزنند. لذا وظیفه ى مرد آن است که در این حالت، مطیع محض زن نباشد. و بر حذر باشد از آفات طبیعى این دوره حتّى اگر آن زن، زن خوب و با ایمانى است.

حاصل سخن آنکه: حیض، موجب کاهش ایمان حقیقى نمى شود بلکه احساس ایمان، در این حالت فروکش مى کند و این امر خطراتى را در پى دارد لذا مراقبتهایى را مى طلبد.

۵ فرموده اید: «در همین راستا حضرت صدیقه طاهره (س) که به قولى، ورژن عالى و اصلاح شده زن در دیدگاه ماست، از این نقص مبرا دانسته مى شود سوال این است که اگر این مقتضاى خلقت زن (به طور مثال) مسبب کسر او است (همانطور که در روایات مربوط به این مسئله آمده) چرا خداوند آن را ایجاد کرد؟ آیا در علم و قدرت خداوند نمى گنجید که مسیر خلقت و آفرینش بدون چنین مقتضیاتى طى شود؟ همانطور که از فاطمه زهرا و یا حضرت مریم (سلام الله علیهما) چنین نقل کرده اند؟ که بدون قاعدگى صاحب فرزند شده اند.»

اوّلاً حضرت فاطمه زهرا (س) را با زنان دیگر مقایسه نفرمایید کما اینکه مردان اهل بیت (ع) نیز با دیگر مردان مقایسه نمى شوند. لذا فرمودند: «لایقاس بنا احد کسى با ما مقایسه نمى شود». معصوم، بشر است، امّا تنها بشر نیست همان گونه که در تعریف انسان مى گوییم: «الانسان حیوان الناطق انسان حیوان ناطق است» بلى انسان، حیوان (موجود زنده) است ولى تنها حیوان نیست بلکه حیوانى است که نفس ناطقه دارد. معصوم نیز بشر است امّا بشرى که نفس قدسیّه دارد. یعنى او «حیوانٌ ناطقٌ قدسىٌّ» است نه فقط «حیوانٌ ناطقٌ». حکم غالب هر نوعى نیز به فصل اوست نه به جنسش. این بحث، مبانى عمیقى دارد که این مقال را مجال ورود در آن نیست.

ثانیاً کار خداوند متعال چرا برنمى دارد؟ چرا یعنى هدفش چیست؟ و هدف براى موجودى است که کامل نیست و با رسیدن به هدف، کامل مى شود حال آنکه خداوند متعال، کامل محض مى باشد. خداوند متعال مى آفریند، چون آفرینش، اقتضاى ذات فیّاض و خلّاق اوست.

خدا چرا آفرید؟ و چرا این گونه آفرید؟

خواستگاه این گونه سوالات، در حقیقت این پندار عمومى بشرى است که خدا نیز موجودى است مثل دیگر موجودات و بخصوص موجودى است مثل انسان. ما انسانها به خود نگاه کرده و هر چه را که کمال خود مى پنداریم، خیال مى کنیم، آن امر در خدا نیز باید وجود داشته باشد حال آنکه بسیارى از امور که ما آنها را امورى کمالى مى پنداریم، در حقیقت، نمود نقصهاى وجودى مخلوقات مى باشند نه نمود کمالاتشان. براى مثال ما عقل داریم و آن را کمال انسان نسبت به حیوانات مى دانیم، لذا انتظار داریم که خداى ما نیز عقل کلّ باشد یا ما در خود حسّ عطوفت و مهربانى مى یابیم و خیال مى کنیم که خدا نیز به همین معنا باید مهربان و عطوف باشد یا چون علم ما مى تواند در مقام عمل ظاهر شود یا ظاهر نشود.

لذا خیال مى کنیم که علم ازلى خدا نیز مى تواند ظهور عینى نیابد. همینطور ما خود را چنین مى یابیم که اگر بخواهیم، کارى را انجام مى دهیم و اگر نخواهیم انجام نمى دهیم یعنى امکان فعل و ترک در ما وجود دارد که آن را اختیار مى نامیم پس انتظار داریم که خدا نیز مثل ما چنین صفتى داشته باشد. منشاء انحراف از ادیان الهى و گرایش به بت پرستى نیز همین حسّ بشرى است که نمونه ى بارز آن در مسیحیّت دیده مى شود که عیسى مسیح را خداى مجسّم مى پندارند.

پس لازم است ابتدا شناختى درست از خدا پیدا کنیم تا معلوم شود که خالقیّت به چه معناست و آیا خلق نکردن آنچه در علم خداست، یا خلق نمودن یک موجود به گونه اى دیگر، براى خدا معنى دارد یا نه؟

خدا یعنى وجود محض، یعنى وجودى که هیچ قید و حدّى براى آن نیست امّا غیر خدا، در حدّ ذاتشان، نه وجودند و نه عدم، بلکه ماهیّاتند یعنى در حدّ ذاتشان نسبت به وجود و عدم در حال تساوى هستند. براى مثال، انسان بودن، که یکى از ماهیّات مى باشد، نه مساوى با وجود داشتن است و نه مساوى با عدم بودن چون اگر مساوى با وجود داشتن بود همواره باید موجود مى بود چرا که وجود نقیض عدم بوده، عدم بردار نیست و اگر مساوى با معدومیّت بود در آن صورت هر گز نباید موجود مى شد چرا که عدم، نقض وجود بوده، وجود بردار نیست. از چنین موجودى که در حدّ ذاتش نه وجود است و نه عدم و در عین حال، هم امکان موجودشدن در ذاتش نهفه است هم امکان معدوم شدن، تعبیر مى شود به ممکن الوجود که اگر به او وجود داده شود موجود مى شود و اگر به او وجود داده نشود معدوم مى گردد.

امّا خودِ وجود (وجود محض)، نقیض عدم بوده، عدم را برنمى تابد، لذا همواره بوده، هست و خواهد بود و فرض عدم براى آن محال است. از اینرو به حضرت وجود، که خداوند متعال باشد، گفته مى شود واجب الوجود یعنى موجودى که عین وجود بوده عدم بردار نیست. و البته روشن است که وجود دهنده به ماهیّات نیز خود حضرت وجود است چون غیر وجود، کسى نیست که بتواند وجود دهد. همچنین بدیهى است که خود وجود بى نیاز از وجود دهنده مى باشد چرا که وجود دادن به وجود معنى ندارد وجود به چیزى داده مى شود که عین وجود نباشد. لذا اگر گفته شود انسان و درخت و فرشته و… وجودند، مجاز است پس باید گفت: انسان و درخت و فرشته و… وجود دارند. همین طور اگر گفته شود: خدا وجود دارد، باز مجاز است چون معنى این جمله آن است که، وجود وجود دارد در حالى باید گفت:

وجود، وجود است یعنى وجود، خودش است.

پس خدا موجودى است که بر خلاف دیگر موجودات، در ذات او امکان (نسبت به وجود و عدم و دیگر معانى متقابل بى اقتضاء بودن) راه ندارد چرا که امکان صفت نقص است نه صفت کمال. لذا نمى توان گفت: براى خدا این امکان بود که فلان انسان را خلق بکند یا خلق نکند یا براى خدا این امکان بود که فلان شخص را که به فلان گونه است به گونه ى دیگرى بیافریند. چون لازمه ى این سخن آن است که ذات خدا نسبت به خلقت و عدم خلقت فلان انسان بى اقتضاء باشد و آنگاه از حالت تساوىِ نسبت، خارج شده خلقت او را برگزیند. و این یعنى راه یابى امکان در ذات خدا، که با واجب الوجود بودن او منافات دارد. پس هر چه آفریده شده و مى شود با تمام مشخّصاتى که دارد به این معناست که ذات خدا اقتضاى وجود آن شى‏ء را با آن مشخّصات دارد و اگر چیزى خلق شدنى نیست به این معناست که در ذات خدا اقتضائى نسبت به آن وجود ندارد.

پس هر چه خلق شده و مى شود لازمه ى ذات خداست یعنى خدایى خدا، اقتضاى وجود آن مخلوقات را دارد و فرض خلق نشدن آن موجود یا فرض جور دیگر خلق شدن آن، مساوى با فرض نبود خدا یا فرض جور دیگر بودن خداست. از اینجا معلوم مى شود که اختیار خدا به معنى قرار گرفتن بین دو امر (فعل و ترک) نیست، بلکه اختیار او نیز وجوبى بوده یک طرفه مى باشد برخلاف اختیار انسانى که به تبع ذات انسان، امرى ممکن الوجود بوده نسبتش به فعل و ترک یکسان است.

به تعبیر روشنتر چنین مى توان گفت که، هر آنچه در عالم خلقت پدیدار مى شود، کمال وجودى او قبل از خلقتش، در علم ازلى خدا وجود داشته است و علم ذاتى خدا، عین ذاتش مى باشد. پس فرض تحقّق نداشتن یکى از موجودات عالم یا جور دیگر بودن آن، به این معنى است که علم خدا معاذ الله باطل گردد و علم خدا هم که عین ذات اوست پس فرض عدم تحقّق یکى از موجودات، یا فرض جور دیگر بودن آن، مساوى است با فرض عدم خدا، یا فرض جور دیگر بودن خدا که آن هم ذاتاً محال است چرا که خدا یعنى وجود محض و وجود محض، تغییر و عدم بردار نیست. بر همین اساس حکما فرموده اند: عالم موجود، تنها عالم ممکن و نظام احسن است و غیر از این عالم، فرض ندارد. چرا که عالم، لازمه ى ذات خدا و علم اوست و فرض هر عالمى غیر از این عالم موجود، مساوى است با فرض تغییر در ذات و علم خدا، که ذاتاً محال است.

پس خدا آفرید و اینگونه آفرید، چون عالِم بود و عالَم خلقت چیزى نیست جز ظهور علم ازلى و تغییر ناپذیر او.

۶ فرموده اید: «عمده رنجهاى دنیوى بر گردن زن است ولى در اجر و پاداش همان شروط مرد را دارد (ظاهرا بابت این همه ضعف در خلقت نسبت به مرد که اصلا به دست او نبوده، هیچ گونه آوانسى به او نداده اند هیچ، بسیارى سختیهاى مضاعف نیز در احکام به او تحمیل مى شود (از طهارت گرفته تا ازدواج) و مخلوق درجه دو هم به حساب مى آید عواید معنوى اش نیز به پاى مرد نمى رسد.

اگر این طور بدانیم که زن در دنیا و آخرت صرفا به دلیل جنسیتش، نسبت به مرد، متضرر تر است. حال اگر ظلمى که در دنیاى انسانها و توسط انسانها همواره به بسیارى از زنان، تنها به خاطر جنسیتشان روا داشته شده بیافزاییم، واقعا دیگر نمى دانم پرودگار خالق چه جوابى براى این طور زنان دارد؟»

الف اینکه عمده رنجهاى دنیوى بر گردن زن است، پندار حضرت عالى است. اگر منظورتان حیض است اگر وسواسى نباشید، رنج بزرگى نیست. در این دنیا کیست که از این رنجها نداشته باشد؟ یکى میگرن دارد دیگرى زخم معده ى مزمن دارد آن دیگرى دندانهایش را از دست داده چهارمى تکرر ادرار دارد و…. و البته کشفیّات پزشکان نیز ثابت نموده که خانمها به خاطر داشتن عادات ماهانه، از گزند بسیارى از بیماریها در امانند. میانگین عمر زنان نیز از مردان بیشتر مى باشد.

افزون بر اینها مردان مومن، تا زمان ازدواج پدرشان در مى آید تا بتوانند شهوتشان را کنترل نمایند و اگر کنترل هم نکنند، گناه کبیره مرتکب شده حال آنکه دختر خانمها اگر عامل تحریک کننده اى در کار نباشد و رفیق بد، یاد ندانى ها را زودتر از موعدش یاد ندهد، چیزى از این امور متوجّه نمى شوند و اگر هم متوجّه شوند، بسیار خفیف خواهد بود. بعد از ازدواج نیز مثل گداها باید دست التماس پیش همسرشان دراز نمایند و ناز ایشان را بکشند.

امّا اگر مرداتان رنجهاى برون ذاتى است، کیست که خود را رنج کشیده تر نداند؟ آیا اینکه یک عمر زنى را تحمّل نمایى که مدام تو را ظالم مى خواند و خود را مظلوم، کم رنجى است؟ آیا اینکه دائماً مورد سوء ظنّ باشى که نکند یک وقت شلوارت دو تا شود، کم رنجى است؟ اینکه از یک عمر زندگى، نصفش را نوکرى این و آن کنى و به این رئیس و آن رئیس گردن خم کنى و منّت ارباب رجوع و مشترى را بکشى و…، تا لقمه نانى براى همسر و فرزندانت گیر بیاورى کم رنجى است؟ البته منکر زحمات خانمها در خانه هم نیستیم ولى نوکرى خود کردن کجا و منّت رئیس و مشترى و… کشیدن کجا؟

در محیط خانه و با آسایش کار کردن کجا و در بیرون خانه با لباس ناراحت و زیر چشم این و آن کار کردن کجا؟ البته برخى خانمها نیز کار بیرون مى کنند ولى اغلب، مثل مردها مجبور نیستند. و…. اگر بنا شود مرثیه سرایى کنیم، کدام صنف جامعه است که براى خود مرثیه اى نداشته باشد؟ اساس دنیا همین است. دنیا با همین رنجهایش به ما درس مى دهد که اى بنده ى خدا خود را به من دلخوش نکن خوبى در ذات من نیست.

ب امّا اینکه زنان آوانسى ندارند، درست نیست.

اکثر قریب به اتّفاق آنها که در جهنّم، ابدى خواهند ماند، مردند و کمتر زنى است و شاید نباشد زنى که در جهنّم ابدى بماند. اگر زنى مرتد شود، اعدام نمى شود ولى مرد مرتد را با شرائطى اعدام مى کنند. حساب زنان در روز قیامت، سبکتر گرفته مى شود. اگر زایمان نمایند، بسیارى از گناهانشان بخشیده مى شود. به فرزند خود شیر مى دهند و ثواب احسان مى برند. به طور طبیعى نسبت به والدین خود رئوف و مهربانند و این رأفت را ثوابى است عظیم ثوابى که نفاق و ریا در آن راه نمى یابد و خالص است چون کدام دختر است که والدین خود را ریایى دوست بدارد. عمل زناشویى، اگر قربه الى الله باشد، براى مرد، ثواب عمل مستحبّى دارد ولى براى زن، ثواب عمل واجب دارد و شکّ نیست که ثواب میلیاردها عمل مستحبّى با ثواب یک عمل واجب برابرى نمى کند.

خوب شوهردارى نمودن زن، ثواب جهاد فى سبیل الله دارد. محبّت طبیعى او به فرزندش، در حکم حسنه است. وظیفه ندارد براى شوهر و فرزندانش غذا درست کند یا لباس بشوید و…، ولى اگر انجام دهد، که به طور طبیعى انجام مى دهد، ثواب احسان در راه خدا را دارد. اگر فرزندش اهل بهشت باشد، از او شفاعت مى کند. در قیامت، افراد را به نام مادرانشان مى خوانند. اگر فرزند نوزادش از دنیا رفت، دم در بهشت مى ایستد و مادرش را طلب مى کند. ذات او اگر با عمل زشت آلوده اش نکند محبوب حبیب خداست.

فرمود: «حُبِّبَ إِلَىَّ مِنَ الدُّنْیَا ثَلَاثٌ النِّسَاءُ وَ الطِّیبُ وَ قُرَّهُ عَیْنِى فِى الصَّلَاه از این دنیا سه چیز براى دوست داشتنى است: زنان و بوى خوش، و روشنى چشم من در نماز است» چه ترکیب شگفتى کرده است حبیب خدا احترام والدین واجب است و احترام مادران واجبتر. هر چه فرزندان کار نیک کنند، در نامه ى عملش ثبت مى شود چرا که نقش تربیتى او افزونتر است.

تکریم فرزندان واجب است و تکریم دختران، واجبتر تا آنجا که فرمودند: اگر براى فرزندان خود هدیه گرفتید دختران را مقدّم دارید و تکریم فرد، او را در مسیر سعادت قرار مى دهد. دختران به خاطر طبع آرام و باحیایى که دارند، کمتر از پسران در معرض خطرات بدنى و روحى قرار مى گیرند یعنى هم مرگ و میر و آسیبهاى جسمانى کمترى دارند هم اینکه کمتر در معرض گمراهى و لغزشها قرار مى گیرند.

لذا ملاحظه مى فرمایید که اکثر معتادان و شرابخواران و اهل انواع فسق و فجور، مردان هستند. اگر کسى چهار دختر تربیت نماید، بهشت بر او واجب است. پسر نعمت است و دختر، رحمت. زن مظهر جمال خداست و مرد، مظهر جلال او و مظهر جمال، به لطف و احسان و رأفت و عطوفت او نزدیکتر است چرا که لطف و احسان و رأفت و عطوفت، از صفات جمال مى باشند. و….

ج امّا اینکه زن، مخلوق درجه دوم به حساب مى آید، ربطى به خدا و دین ندارد بلکه این فرهنگ غلط مردم است که بنیانش را خود زنان گذاشته اند. چون آنها هستند که فرزندان را تربیت مى کنند. پس چنان تربیت نمایند که مروّج این فرهنگ غلط نباشند. امّا متأسفانه خود زنان به این فرهنگ غلط دامن مى زنند. مادرشوهر زن است امّا میل دارد که عروس را آزار دهد و بالعکس.

مردها این نزاع را نیفکنده اند خوتان هستید که به جان هم افتاده اید. کسى پسر به دنیا مى آورد، همین زنها مى گویند: چشمت روشن، قدمش مبارک است و…. امّا وقتى دختر به دنیا مى آورد، مى گویند: عیب ندارد، دختر هم خوب است همین که سالم است شکر کنید خدا خودش و پدر و مادرش را سلامت بدارد اسلام این همه با این فرهنگ جنگید و تا حدودى آن را اصلاح نمود ولى هنوز خود زنها دست بردار نیستند. خداوند متعال نسل رسول الله (ص) را از طریق دخترش ادامه داد و حضرت زهرا (س) را کوثر نامید و رسول الله (ص) آن همه زنان و دختران را تکریم نمود، تا این فرهنگ غلط را نابود نماید. از همه ى اینها مهمّتر کار درس آموز خداست. فرمود:

«إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّى نَذَرْتُ لَکَ ما فى بَطْنى مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّى إِنَّکَ أَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ (۳۵) فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّى وَضَعْتُها أُنْثى وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَیْسَ الذَّکَرُ کَالْأُنْثى وَ إِنِّى سَمَّیْتُها مَرْیَمَ وَ إِنِّى أُعیذُها بِکَ وَ ذُرِّیَّتَها مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ (۳۶) فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ کَفَّلَها زَکَرِیَّا کُلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ یا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ (۳۷) هُنالِکَ دَعا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لى مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً إِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ (به یاد آورید) هنگامى را که همسرِ «عمران» گفت:

«خداوندا آنچه را در رحم دارم، براى تو نذر کردم، که «محرَّر» (آزاد، براى خدمت خانه ى تو) باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایى (۳۵) ولى هنگامى که او را به دنیا آورد، (و او را دختر یافت،) گفت: «خداوندا من او را دختر آوردم»، ولى خدا از آنچه او به دنیا آورده بود، آگاهتر بود، و پسر، همانند دختر نیست. من او را مریم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسه‏هاى) شیطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‏دهم.» (۳۶) خداوند، او (مریم) را به طرز نیکویى پذیرفت و به طرز شایسته‏اى، (نهال وجود) او را رویانید (و پرورش داد) و کفالت او را به «زکریا» سپرد.

هر زمان زکریا وارد محراب او مى‏شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى‏دید. از او پرسید: «اى مریم این را از کجا آورده‏اى؟» گفت: «این از سوى خداست. خداوند به هر کس بخواهد، بى حساب روزى مى‏دهد.» (۳۷) در آنجا بود که زکریا، (با مشاهده آن همه شایستگى در مریم،) پروردگار خویش را خواند و عرض کرد: «خداوندا از طرف خود، فرزند پاکیزه‏اى (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را مى‏شنوى»» (آل عمران)

مادر حضرت مریم (س) وقتى دختر به دنیا آورد، ناراحت شد. چون پنداشت که دختران نمى توانند خادم بیت المقدّس باشند. امّا خداوند متعال فرمود: «ولى خدا از آنچه او به دنیا آورده بود، آگاهتر بود، و پسر، همانند دختر نیست». برخى از مفسّرین، روى همان باور غلط رایج سعى مى کردند که یک جورى این آیه را توجیه کنند چون به نظرشان مى آمد که جاى پسر و دختر در آیه عوض شده است .

یعنى باید مى شد «دختر، همانند پسر نیست» ولى شده است «پسر، همانند دختر نیست» لذا مى گفتند: این مورد، تشبیه معکوس مى باشد. امّا این گونه تفسیر نمودن، در حقیقت نوعى تحمیل پیش فرضهاى نادرست بر قرآن کریم است. وقتى مریم (س) بزرگ شد، دیدیم که او به تنهایى بر تمام مردان زمان خود سر بود. حضرت زکریّا (ع) وقتى او را مى دیدید چنان غبطه مى خورد که دعا مى کرد «خداوندا از طرف خود، فرزند پاکیزه‏اى (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را مى‏شنوى».

آرى پسر چون دختر نیست. دخترى چون مریم مى خواهد تا بتواند پسرى چون عیسى بیاورد دخترى چون فاطمه زهرا مى خواهد تا پسرى چون حسین بن على بیاورد. زینب کبرى باید تا چهار شیر پسر تقدیم بردار کند. امام راحل ما که یتیم از پدر بود و تربیت یافته ى مادر، بر همین اساس است که فرمودند: «از دامن زن، مرد به معراج مى رود». مادر است که شهید مى پرورد، عالم تربیت مى کند. نزد مادر شیخ انصارى از بزرگى فرزندش تعریف نمودند فرمود: او باید بزرگتر از این مى شد چون بى وضو شیرش نداده ام.

در نگاه دین، زن عزیز است امّا برخى زنان ظاهراً دوست دارند که از بین این همه معارف بلند، بگردند و چند حدیث به ظاهر ضدّ زن پیدا کنند و با تفسیرهاى سطحى و نادرست، خود را جنس درجه دوم معرفّى نمایند. برخى نیز فمنیسم راه انداخته اند و مى خواهند با مردان برابرى نمایند و غافل از این هستند که خود همین ادّعا، که مى خواهیم با مردها برابر باشیم، در حقیقت نوعى فتوا به مخلوق درجه دوم بودن زن است. زنى که بخواهد با مردان برابر باشد، مرد نمى شود که هیچ، از زن هم بودن هم مى افتد.

متأسفانه فرهنگ مادّى غرب، برنامه اى ریخته که زنان را از محیط خانه به محیط بیرون خانه بکشاند. چرا که زن، فواید اقتصادى فراوانى براى آنها دارد. کارگر زن، به حقوق کم قانع مى شود اعتصاب و اعتراض ندارد وجود او موجب جلب مشترى هم مى شود. چون مشترى هم براى فال مى آید هم براى تماشا. اینها شعار برابرى مرد و زن دادند تا چنین کارگران مفت و مجانى گیرشان بیاید و آنگاه همین فرهنگ به کشورهاى دیگر نیز سرایت نمود و چنان شد که زنان، نوکرى مفت براى دیگرى ترجیح دادند بر کار براى خود و خانواده. و البته سرمایه دارها هم خوش به حالشان شد چون به جاى کارگر مرد یا حقوق پانصد هزار تومان، الآن کارگر زن استخدام مى کند با حقوق صد هزار تومان.

۷ فرموده اید: «و امروز واقعا آتش گرفتم وقتى چشمم به مطلبى نوشته یک مرد جوان خورد که مالامال از توهین به جنس زن بوده و گفته بود:… خوشحالم که زن نیستم چون موجودات منفور و بدبختى هستند..

و بعد به ذکر این بدبختیها پرداخته و از ضعفشان در رابطه جنسى و دوران قاعدگى و مشکلاتش و حتى باردارى و زایمان و نگاه صرفا مادى وجنسى و منتفعانه مردان به آنها… با تحقیر آمیز ترین و زشت ترین کلمات صحبت کرده بود و اینکه در هر صورت به دلیل ضعفهایشان مورد سوء استفاده اند.»

این گونه تصویر سازى هاى منفى براى مغزهاى معیوب، کار مشکلى نیست. اگر کسى فکرش خراب باشد یا غرضى داشته باشد، حتّى مى تواند از گلى زیبا نیز تصویرى زشت ارائه دهد. مثلاً مى گوید: چه گل بدبختى، هنوز سر باز نکرده، کرمها هوس خوردنش را کرده اند.

عمرش دو روز بیشتر نیست. هر رهگذرى به بهانه ى دوست داشتن او را از ریشه مى کند و حتّى نمى گذارد آن عمر کوتاه خود را هم داشته باشد. خیلى عزیزش بدارند او را در آب جوش مى پزند و گلاب درست مى کنند یا مربّاى گل درست مى کنند و مى خورند. خوش به حال خار بیابان که نه کسى هوس خوردنش را دارد، نه کسى او را مى کند، نه از او گلاب درس مى کنند نه مربّا. و….

حال اگر مى خواهید همین الآن تصویرى از زندگى برخى مردان برایتان ترسیم نمایم که خود مردها هم از خودشان متنفّر شوند.

بیچاره مرد صبح تا شب مثل سگ این طرف و آن طرف مى دود که لقمه نانى گیر بیاورد. مثل گاو نر کار مى کند. دم مغازه ایستاده مثل گربه ى گرسنه اى که نگاهش به دست انسان در حال غذا خوردن است، او نیز نگاهش به عابران است که شاید یکى از آنها چیزى از او بخرد برخى از آنها حتّى میومیو هم مى کنند مدام به این و آن مى گویند: بفرمایید، چه مى خواهید؟ هر چه بخواهید داریم. و…. یا پشت میز اداره نشسته و چشمش به در است تا اگر آقاى رئیس از آنجا عبور نمود، مانند، غلامان حلقه به گوش سیخ بلند شود و به رسم ادب رکوعى بفرماید تا شاید مِهرش به دل آقاى رئیس بیفتد و با تقاضاى وامش موافقت فرماید.

شب که مى شود خود را با هر مصیبتى شده به خانه مى رساند و مانند جنازه اى مى افتد در حالى که بوى جواربها و پاى عرق کرده اش کم از بوى جنازه ندارد. تازه نقّ و نوق حضرات بچّه ها و غر زدنهاى آقاى خانم هم بلند مى شود که چرا فلان چیز را نخریدى؟ چرا فلان وعده یادت رفت؟ و…. با همین رویّه وقت شام مى رسد و بیچاره حتّى فرصت یک چرت ناقابل را هم نمى یابد. سر سفره هم نقّ و نوقّها و غرها تمام نمى شوند و بیچاره نمى داند آنچه خورد غذا بود یا زهر مار. و….

به شما اطمینان مى دهم که اکثر مردها اگر این نوشته را بخوانند، عین شما که از خواندن آن اراجیف احساس ناراحتى و مظلومیّت کرده اید، آنها نیز احساس مظلومیّت مى کنند و مى گویند: حقیقت همین است. بنده بارها همین مطالب را از مردها مى شنوم و شاید شما هم شنیده باشید. خصوصاً این جملات را که: از صبح تا حالا سگ دو زده ام. از صبح دارم مثل گاو کار مى کنم. به خاطر یک لقمه نان مثل سگ له له مى زنم. امروز سر کار روز سگى داشتم. بى شرف صاحبکار مزد کارمان را هم به زور مى دهد انگارى به گدا کمک مى کند. و…. اینها هم ناله کردنهاى مردهاست. البته براى شما زنها لمسش دشوار مى باشد همانگونه که مردها، درد زنها را خوب درک نمى کنند.

سخن انتهایى آنکه:

کیفیّت زندگى ما را نوع نگاه ما مى سازد. سختى و رنج، ذاتى دنیاست و انسان بى درد و رنج، وجود ندارد. اگر سوگند بنده را قبول ندارید، قسم خدا را که قبول دارید: فرمود: «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ (۱) وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ (۲) وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ (۳) لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فى کَبَد قسم به این شهر (مکّه) (۱) در حالى که تو در آن ساکنى، (۲) و قسم به پدر و فرزندش (ابراهیم خلیل و فرزندش اسماعیل ذبیح) (۳) که ما انسان را در رنج آفریدیم» (سوره بلد)

یعنى اى رسول ما بهترین انسانها که تو باشى، و پدران تو ابراهیم و اسماعیل، این همه رنج و سختى کیشدید. پس سوگند به شما که انسانها از دَم، در رنج آفریده شده اند. اگر بنا بود کسى در رنج نباشد، تو و پدرانت ابراهیم و اسماعیل در اولویّت بودید امّا نه تنها چنین بنایى نیست بلکه سنّت ما بر این است که هر که را بیشتر دوست داریم و هدایتش را بیشتر طالبیم، رنج و مشکلاتش را بیشتر مى کنیم. امام صادق (ع) به سدیر صریفى فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلَاءِ غَتّاً وَ إِنَّا وَ إِیَّاکُمْ یَا سَدِیرُ لَنُصْبِحُ بِهِ وَ نُمْسِى خداوند هر که را دوست بدارد، او را در بلا بپیچد، چه پیچیدنى اى سدیر ما و شما صبح مى کنیم با بلا و شب مى کنیم با بلا».

باید دید که هدف از خلقت ما چیست؟ و ما براى کدام عالم آفریده شده ایم؟ اگر کسى هدف را خوب درک نمود آنگاه نه تنها از زیادى مشکلات ناله نمى کند بلکه طالب مشکلات مى شود. چرا که رشد آدمى در تحمّل مشکلات مى باشد و استعدادهاى الهى او در متن همین مشکلات است که شکوفا مى گردد. عارفان ما چه نگاه زیبایى دارند به زندگى در اشعار عرفانى، از مشکلات زندگى تعبیر مى شود به گیسوى یار که پیچ در پیچ است و سیاه. و از بلا و مصائب تعبیر مى کنند به تیرى که از جانب معشوق بر دل عاشق مى نشیند.

به تیغم گر کُشد دستش نگیرم به تیرم گر زند منّت پذیرم

کمان ابرویت را گو بزن تیر که پیش دست و بازویت بمیرم ./پرسمان

درباره : فانی

تست سریع تشخیص سلامت قلب در خانه

 

به گفته متخصصان قلب روش هایی وجود دارد که به راحتی می توان با اندازه گیری تعداد ضربان نبض و قلب در منزل سلامت قلب را تشخیص داد

تست سریع تشخیص سلامت قلب در خانه

آسانترین راه تشخیص سلامت قلب در منزل

متخصصان قلب تستی را کشف کردند که با انجام آن در خانه می توانید از سلامت قلب خود آگاه شوید.سعی کنید که این تست های مربوط به قلب را در خانه انجام دهید، تا ببینید که قلبتان چقدر سالم است ، با روشی که در این بخش از سلامت اکسیرفانخواهیم گفت در خواهید یافت.تشخیص سلامت قلب

تشخیص سلامت قلب

تست سریع تشخیص سلامت قلب در خانه

آسان ترین راه تشخیص سلامت قلب

تشخیص سلامت قلب با روش آسان و سریع

اولین تست، این است که به مدت دقیقه ساکت و آرام بنشینید. سپس انگشت اشاره و انگشت میانی را روی سرخرگ های کاروتید بگذارید. این سرخرگ ها در کناره های گردن و نزدیک به فک قرار دارند.

ضربه های نبض را به مدت ۶۰ ثانیه بشمارید فقط همین و حالا ببینید مفهوم نتیجه ی شمارش شما چیست ؟

۶۰ ضربان نبض یا کمتر در هر دقیقه، نشان می دهد که قلب شما در عالی ترین شکل و عملکرد خود می باشد.

۶۰ الی ۸۰ ضربان قلب در هر دقیقه، نشان می دهد که قلبتان از نظر عملکردی در وضعیت متوسط قرار دارد.

بیش از ۸۰ ضربان نبض در هر دقیقه، نشان می دهد که قلبتان به سختی کار می کند و ممکن است که بخواهید با یک پزشک متخصص مشورت کنید.

نحوه تشخیص سلامت قلب

تست سریع تشخیص سلامت قلب در خانه

 تست تشخیص سلامت قلب در منزل

بهترین تست تشخیص سلامت قلب

تست دوم این است که کشف کنید چه مدت بعد از انجام ورزش ویگوروسلی، قدرت درک و شنیدن دارید.

این تمرین، بر روی دوچرخه ثابت یا تردمیل انجام می شود.

بلافاصله بعد از انجام این ورزش، متوقف شوید و میزان ضربان قلبتان را اندازه گیری کنید و بشمارید و سپس یادداشت کنید.

۶۰ ثانیه صبر کنید و دوباره ضربان قلبتان را بررسی کنید.

۲ عدد را در کنار یکدیگر یادداشت کنید، اگر تفاوت آنها، کمتر از ۱۸ باشد، قلب شما وضعیت مناسبی دارد، اما اگر این تفاوت عدد بیشتر از ۱۸ باشد، عملکرد قلبتان وضعیت مطلوبی ندارد.

تست تشخیص سلامت قلب

تست سریع تشخیص سلامت قلب در خانه

چگونه سلامت قلب را تشخیص دهیم؟

خبر خوب این است که می توانید با انجام ورزش های هوازی، قلبتان را قوی تر و کار آمدتر کنید.

انجمن قلب آمریکا توصیه می کند که مردم ۱۵۰ دقیقه در هفته ورزش انجام دهند، حتی پیاده روی کردن سریع.

اجازه ندهید که سلامتی شما به خطر بیفتد . مراقب اندام مهم بدن خود باشید و مراقبت های لازم را انجام دهید.

فقط توجه داشته باشید، که قبل از انجام هر گونه ورزش، ابتدا با پزشک متخصص خود مشورت کنید.

تست سریع تشخیص سلامت قلب در خانه

گردآوری: مجله تفریحی سرگرمی اکسیرفان

کانال تلگرام: https://t.me/xsir18

درباره : فانی

غزل شاکری بازیگر نقش آذر گلدره ای در سریال شهرزاد است.

لوسه:  غزل شاکری بازیگر محبوب سینما و تلویزیون است که به تازگی در سریال بانوی عمارت در نقش بهجت الملوک ایفای نقش کرده است وی با انتشار این عکس نوشت: در این شهر پر هیاهووووو…

 

درباره : فانی

روت کردن تلفن همراهتان چه عواقبی دارد؟

 

فرایند روت تلفن همراه موجب می شود تا گارانتی تلفن همراه شما باطل شود زیرا دقیقا بر ضد قوانین شرکت های سازنده تلفن همراه است.

روت کردن تلفن همراهتان چه عواقبی دارد؟

روت کردن تلفن همراه

یکی از کلماتی که شاید تاکنون به تعداد دفعات زیادی آنرا شنیده باشیم، روت کردن گوشی است. جالب است بدانید که روت ” Root ” به معنای ریشه است و با استفاده از این فرایند می توان از ریشه و تمام کارایی های تلفن همراه استفاده کرد که این فرایند در کنار مزایای خود، دارای معایبی نیز هست که باید هر یک از ما قبل از آنکه این فرایند را انجام دهیم، باید از مزایا و معایب آن مطلع باشیم تا مشکلی در آینده برایمان رخ ندهد. روت تلفن همراه

به همین دلیل در ادامه این مطلب از بخش تکنولوژی اکسیرفان قصد داریم شما را با معایب اصلی روت کردن تلفن همراه اشنا سازیم که می تواند برای شما علاقمندان به علم و تکنولوژی بسیار کاربردی باشد. همراه ما باشید.

روت کردن تلفن همراهتان چه عواقبی دارد؟

چرا نباید تلفن همراه را روت کرد؟

۱- روت کردن گوشی = پایان تاریخ گارانتی گوشی

جالب است بدانید زمانیکه شما گوشی خود را روت می کنید از همان لحظه به بعد دیگر گوشی شما شامل گارانتی نخواهد بود و این به دلیل نقض قوانین روت کردن با قوانین گارانتی شرکت سازنده است. از این رو اگر خواستار باقی ماندن گارانتی گوشی خود به مدت طولانی هستید، توصیه می شود از روت کردن آن بصورت جدی خودداری کنید تا در آینده دچار مشکلاتی در این زمینه نشوید.

روت تلفن همراه

روت کردن تلفن همراهتان چه عواقبی دارد؟


۲- گوشی روت شده = آجر

همان گونه که مطالعه نموده اید، روت کردن گوشی منجر به دسترسی بیشتر کاربر نسبت به برنامه های موجود در آن می شود.

معایب روت کردن گوشی

روت کردن تلفن همراهتان چه عواقبی دارد؟

برای مثال می توانید برنامه هایی که بصورت دیفالت یا پیش فرض در گوشی شما نصب شده اند را حذف کنید و یا حتی می توانید پوشه برنامه های داخلی گوشی را به مموری کارت تغییر دهید و این گونه حافظه گوشی به بهترین نحو ممکن خالی خواهد شد. از این رو در مقابل مراحل بوت شدن متوقف شده و گوشی شما دقیقا همانند یک آجر خواهد بود.


۳- ویروسی شدن سریع گوشی

پس از روت کردن گوشی تمام امنیت گوشی از بین می رود و نتیجه آن هم وارد شدن بدافزارها و ویروس ها در کمترین زمان ممکن به گوشی و تخریب و گاها نیز هک شدن اطلاعات گوشی خواهد شد. از این رو این موضوع را نیز در نظر داشته باشید که با روت کردن گوشی هر آن ممکن است گوشی شما در خطر بیافتد و توسط افراد هکر، هک شود.

روت تلفن همراه

روت کردن تلفن همراهتان چه عواقبی دارد؟

گردآوری: مجله تفریحی سرگرمی اکسیرفان

کانال تلگرام: https://t.me/xsir18

درباره : فانی

داروهای خانگی برای تنگ کردن واژن را در این مقاله از کولاک بخوانید.

لوسه: در این مقاله از کولاک به معرفی برخی داروهای خانگی برای تنگ کردن واژن خواهیم پرداخت که به دو صورت خوراکی و یا مخلوط کردن در آب حمام  می توان استفاده کرد.

 

 

 

داروهای خانگی برای تنگ کردن واژن :

فندق :

فندق برای تنگ کردن واژن سریع عمل می کند. برای استفاده از آن باید آن را تمیز و پودر کنید.
سپس می توانید پودر را با آب مخلوط کنید و سپس در محلول بنشینید.
اگر می خواهید نتایج واقعی و پایدار را تجربه کنید، می توانید روزانه از این محلول استفاده کنید.

آلوئه ورا :

 

آلوئه ورا دارای خواص ضد رطوبت است که به پوست کمک می کند تا سفت شود.
برای تنگ کردن واژن ، باید آلوئه ورا را با آب مخلوط کنید.
سپس از این مخلوط برای پاک کردن واژن خود استفاده کنید.
برای دریافت بهترین نتایج، با استفاده از آب آلوئه ورا دو بار در روز واژن را تمیز کنید.
یکی دیگر از روش های استفاده از استفاده از آلوئه ورا این است که با محلول حاوی این محصول دوش بگیرید.

سرکه :

یکی از چیزهایی که می توانید برای تنگ کردن واژن انجام دهید اضافه کردن سرکه به آبی است که می خواهید با آن حمام کنید.
سپس در محلول حدود نیم ساعت بمانید.
بعد از ۳۰ دقیقه آن را با آب گرم بشویید.

 

انگور فرنگی :

 

انگور سالها برای بهبود وضعیت مو و پوست استفاده شده است.
همچنین می توان برای تنگ کردن واژن نیز استفاده شود.
انگور را بشویید و آنها را در آب آشامیدنی قرار دهید.
آب را با آب مخلوط کرده و به خمیر تبدیل کنید.
محلول حاصل را در یک بطری ذخیره کنید.
قبل از حمام ، آن را در داخل و اطراف دستگاه تناسلی خود اعمال کنید./ یک دکتر

 

درباره : فانی

دمنوشسرماخوردگی درمان های طب سنتی

فصل سرما است، و سرماخوردگی و آنفلوآنزا در حال حاضر در اوج خود است و به سختی و سریع ضربه می زند برای جلوگیری از چنین علائم و سرماخوردگی چه باید کرد؟!دمنوش سرماخوردگی

بسیاری از ما در فصل پاییز اقداماتی را برای پیشگیری از ابتلا به آنفولانزا انجام میدهیم می توانید با داروهای گیاهی این کار را انجام دهید و البته در صورت قابل دسترس نبودن برخی گیاهان، می توانید خشک شده یا فریز شده آنها را در سوپر مارکت ها بیابید.

داروهای خانگی و گیاهی معرفی شده در این بخش از سلامت اکسیرفان ، ساده هستند و از موادی استفاده می شود، که به راحتی در دسترس هستند.بهترین چیز در مورد این دستورالعمل ها این است که می توانید آنها را به افراد دیگری هم بدهید و بسیاری از گیاهان را می توان برای رفع انواع بیماری ها مورد استفاده قرار داد.

دمنوش سرماخوردگی

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

موثرترین دمنوشهای خانگی مخصوص سرماخوردگی

لیست مواد اولیه و مورد نیاز داروهای خانگی و دمنوش های گیاهی برای آنفولانزا و سرماخوردگی:

سیر :ضد ویروس ، ضد عفونی کننده

پیاز :عالی برای سرفه، و پیاز خام دستگاه تنفسی را باز می کند.

زنجبیل :ضد میکروبی و ضد التهابی. علاوه بر درمان سرماخوردگی و آنفلوآنزا، زنجبیل برای تهوع و استفراغ عالی است.

مواد ضد سرماخوردگی

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

با چه دمنوشی سرماخوردگی را درمان کنیم؟

دمنوش های بینظیر در درمان سرماخوردگی

گیاه مریم گلی:خواص ضد عفونی کننده دارد و برای گلو درد و سرفه استفاده می شود. همچنین برای احتقان سینوسی هم مورد استفاده قرار می گیرد.

*هنگام بارداری یا شیردهی نباید این گیاه را استفاده کنید.

آویشن:دارای ضد میکروبی، ضد باکتری و ضد ویروسی است ؛ آویشن برای درمان عفونت تنفسی و سرفه عالی است و همچنین برای معده مفید است و گاز معده را از بین می برد.

پودر کایین:خاصیت محرک، ضد میکروبی، ضد درد و دارویی دارد. کایین می تواند به جلوگیری از سرماخوردگی یا آنفولانزا کمک کند و همچنین طول مدت سرماخوردگی یا آنفولانزا را کوتاهتر کند. این پودر، حرارت بدن را افزایش می دهد و می تواند به مقاومت در برابر سرما کمک کند.

عسل:خاصیت ضد باکتریایی، ضد میکروبی و ضد عفونی کننده دارد.

* به کودکان زیر ۱ سال عسل ندهید.

لیمو :با وجود ویتامین C بالا، ممکن است به کاهش قدرت ویروس سرماخوردگی و آنفولانزا در بدن و کاهش خلط کمک کند. بسیاری از افراد از لیمو برای ایجاد مقاومت در برابر سرماخوردگی و آنفلوآنزا استفاده می کنند و سرعت بهبود را افزایش می دهند.

خواص لیمو

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

دمنوش های مناسب برای خلاصی از سرماخوردگی

چای های گیاهی و طرز تهیه دمنوش های سرماخوردگی :

چای گیاهی نیز، یک روش عالی برای درمان علائم سرماخوردگی و آنفلوآنزا است.با مصرف چای گیاهی، نه تنها مزایای دارویی دریافت می کنید، بلکه آنها نیز آرامش بخش و گرمادهنده نیز هستند.

 طرز تهیه:

آب جوش را روی گیاههای دارویی مثل آویشن و.. بریزید و حداقل ۲۰ دقیقه رویش در پوش بگذارید و صبر کنید و پس از دم کشیدن، می توانید آنرا خالی ، یا با مقداری عسل یا قند یا نبات میل کنید.

دمنوش برای سرماخوردگی و گلودرد

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

بهترین دمنوش برای خلاصی از سرماخوردگی

طرز تهیه چای سرد برای سرماخوردگی و ضدعفونی کننده:

توجه داشته باشید که سیر می تواند معده را تحریک کند. اگر شما این نوشیدنی را اغلب استفاده میکنید، ممکن است نیاز به کم کردن مقدار سیر یا حذف آن باشد.

مواد لازم:

  • ۳_۴تکه یا برش زنجبیل تازه با پوست
  • یک حبه سیر
  • پودر کایین
  • چای انتخابی (سیاه ، سبز، الیانگ، گیاهی)
  • مقداری عسل به عنوان طعم دهنده
  • شیر(اختیاری)

طرز تهیه:

ابتدا تکه های زنجبیل و سیر را در یک قابلمه کوچک با آب، بجوشانید. سپس، بر روی چای مورد نظر بریزید و پودر کتیین را نیز بیفزایید، بعد از ۲۰ دقیقه که از درپوش استفاده کردید، مقداری عسل و شیر که اختیاری است، اضافه کنید و بنوشید.

۳،۴ فنجان در طول روز از این نوشیدنی استفاده کنید. یک وعده هم قبل از خواب مصرف کنید، تا خوب عرق کنید و روند بهبودتان را تسریع ببخشید.

دمنوش برای سرماخوردگی کودکان

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

با این دمنوش ها سرماخوردگی را کنار بگذارید

دمنوش آبلیمو و سیر برای سرماخوردگی:

این یک دم نوش گیاهی دیگر است که باید در طول دوران سرماخوردگی بنوشید.

مواد لازم:

  • ۳_۴عدد سیر خرد شده
  • ۳_۴ تکه زنجبیل تازه
  • عسل
  • آب
  • ۲_۳ عدد لیمو

طرز تهیه:

در یک ظرف آب، زنجبیل و سیر ها را بریزید و اجازه دهید تا به مدت ۲۰ دقیقه بجوشد.سپس آب لیمو و عسل را به آن بیفزایید و بعد می توانید کمی صبر کنید تا با دمای اتاق، کمی خنک شود و سپس بنوشید.

دمنوش برای سرماخوردگی و سرفه

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

دستور تهیه دمنوش های خانگی موثر و عالی برای سرماخوردگی

چای زنجبیل دمنوش سرماخوردگی:

۲_۳ تکه زنجبیل در هر فنجان چای ریخته شود و سپس میل کنید ؛ به همین سادگی شما یک دمنوش ضد سرماخوردگی حاوی زنجبیل دارید.

 دمنوش سرماخوردگی مریم گلی:

(زنان باردار و شیرده از این چای استفاده نکنند)

یک و نیم قاشق چای خوری از پودر خشک شده این گیاه یا ۳ قاشق چای خوری تازه را به یک فنجان چای بیفزایید.

دمنوش گلودرد

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

دمنوش و چای های خانگی سرماخوردگی

 

چای آویشن از دمنوش های سرماخوردگی:

یک و نیم قاشق چای خوری پودر آویشن خشک شده یا سه قاشق چای خوری از آویشن تازه را به یک فنجان چای بیفزایید.

عسل و چای های و دمنوش های گیاهی مخصوص سرماخوردگی:

شربت ها، طعم گیاهان را به ارمغان می آورند و به خوبی برای سرفه و گلودرد عمل می کنند. عسل محلی بهترین است، اما نباید به بچه های زیر ۱ سال داده شود.توصیه می شود هنگام استفاده از پودر گیاهان برای جلوگیری از سرماخوردگی، از عسل استفاده شود.

عسل با پایه گیاهی:

مواد لازم:

  • یک فنجان عسل
  • یک چهارم فنجان گیاه خشک شده و پودر شده

طرز تهیه:

عسل و پودر گیاه را با هم مخلوط کنید و به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه حرارت دهید.اجازه دهید تا کمی خنک شود و سپس مصرف کنید.

داروی گیاهی برای سرماخوردگی شدید

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

درمان های سریع سرماخوردگی با دمنوش

دمنوش و شربت های سرماخوردگی

طرز تهیه شربت:

مواد لازم:

  • عصاره گیاهی گرم شده
  • عسل
  • شیشه های مخصوص
  • در پوش

دستورالعمل:

به ازای هر ۱۵ گرم گیاه، یک چهارم فنجان آب بریزید و این میزان را مطابق با یک فنجان کامل تطبیق دهید و اجازه دهید تا به مدت ۲۰ دقیقه بجوشد و بعد از کمی خنک شدن، بنوشید.

دمنوش گلودرد

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

دمنوش و شربت های ضد ویروس خانگی سرماخوردگی

 دمنوش و شربتهای ضد سرماخوردگی

شربت سرفه پیاز، جایگزین عسل:

مواد لازم:

  • ۲_۳ عدد پیاز
  • شکر قهوه ای یا سفید
  • شیشه استریل شده و خشک و در پوش

طرز تهیه:

ابتدا پیازها را پوست بکنید و آنها را در لایه های باریک برش دهید و سپس شکر را به آن اضافه کنید.سپس درون ظرف بریزید و از درپوش استفاده کنید و اجازه دهید تا صبح بماند و بعد می توانید در یخچال نگهداری کنید و هر روز از آن استفاده نمایید.

خواص پیاز

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

با این دمنوش ها و شربت های سرماخوردگی خود را واکسینه کنید

طرز تهیه بهترین دمنوش ها و شربت های خانگی سرماخوردگی

شربت سیر و عسل:

مواد لازم:

  • ۶ عدد سیر خام
  • یک چهارم فنجان عسل
  • ظرف استریل شده و خشک

طرز تهیه:

سیر خام را له کنید و سپس به عسل بیفزایید.می توانید آنرا بلافاصله مصرف کنید و یا در ظرف در جای خشک و خنک نگهداری کنید.فقط هر بار قبل از استفاده، خوب هم بزنید و بعد بنوشید.

شربت سرماخوردگی

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

دمنوش و شربت برای درمان فوری سرماخوردگی

چگونگی آماده سازی دمنوش و شربت ضد سرماخوردگی

شربت پیاز و عسل:

مواد لازم:

  • ۱_۳ عدد پیاز
  • عسل خام
  • ظرف استریل و خشک و درپوش

طرز تهیه:

ابتدا پیازها را پوست بکنید خرد کنید و درون ظرف بریزید و سپس مقداری عسل که کامل روی پیازها را بپوشاند ، به آنها اضافه کنید.درپوش آنرا بگذارید و اجازه دهید تا یک شبانه روز در یخچال بماند.

خواص عسل

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

دمنوش و شربت با عسل برای سرماخوردگی

چگونه سرماخوردگی را درمان کنیم؟ بخور، دمنوش، شربت خانگی

استنشاق بخار گیاهان دارویی:

در حین انجام این درمان، مراقب سوزاندن صورتتان باشید و فاصله را حفظ کنید.

مواد لازم:

  • ۴ فنجان آب
  • گیاهان انتخابی:آویشن، رزماری، مریم گلی و غیره
  • حوله بزرگ

طرز تهیه:

  1. درون یک ظرف شیشه ای بزرگ یا کاسه سرامیکی، آب بریزید و بعد مقدار قابل توجهی از گیاه مورد نظرتان را به آن بیفزایید.
  2. زمانی که شروع به بخار دادن کرد، حوله را روی سرتان بیندازید، فاصله را رعایت کنید و بخار را استنشاق کنید.
  3. در حدود ۱۰ دقیقه یا بیشتر این روند را ادامه دهید.

بخور گرم

دمنوش های قوی مخصوص درمان سرماخوردگی

راه های درمانی عالی و تاثیرگذار برای سرماخوردگی

مقدار دوزهای توصیه شده برای مصرف گیاهان و دمنوش های سرماخوردگی:

برای بزرگسالان و در داشتن شرایطی حاد دوزهای بیشتر با مقدار کمتری مصرف می شوند، اما به طور مداوم پایدار استفاده می شوند.

شربت و عسل : ½ تا ۱ قاشق چای خوری هر ۲ ساعت در مجموع تا ۱۰ قاشق چای خوری هر روز

چای : ¼ فنجان چای هر نیم ساعت برای مجموع ۴ فنجان در روز

شربت و عسل : ۱ تا ۲ قاشق غذا خوری دو بار در روز و یا به عنوان مورد نیاز

چای – ۳ تا ۴ فنجان روزانه

 کودکان – دستورالعمل:قبل از تجویز گیاهان به کودکان، همیشه با پزشک مشورت کنید. برای کودکان زیر ۱ سال عسل استفاده نکنید.

درباره : فانی

برنامه تب تاب با اجرای باربد بابایی روزهای سه شنبه بر روی آنتن شبکه سه سیما می رود.

لوسه: سید مجید حسینی با انتشار این ویدئو نوشت: ممنون از انتشار بخش‌های قطع شده برنامه من در تلویزیون.

سید مجید حسینی به تازگی مهمان برنامه تب تاب بودند که طی قطع ناگهانی برنامه سخنان ایشان ناتمام ماند و مخاطبین این برنامه بخشی از این قسمت از برنامه را از دست دادند.

 

درباره : فانی
صفحات سایت