لوسه


آقای آسیب‌پذیر پوزخندی زد و گفت: «شما انگار هنوز منو نشناختی، من از بالای درخت جُم نمی‌خورم» مردِ کت و شلواری با خشم گفت: «پس حق نداری اعتراض کنی!» سپس نگاهی عاقل اندر سفیه به آسیب‌پذیر انداخت و ادامه داد: هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد»

در این پست از لوسه مطلبی در مورد

ارائه شده است ، در صورتی که محتوای این پست مورد توجه تان واقع شده است، می توانید برای مشاهده مطالب بیشتر در این موضوع به دسته بندی

سرگرمی

لوسه مراجعه کنید .

حسن غلامعلی‌فرد

آقای آسیب‌پذیر روی شاخه درخت نشسته بود و همان‌طور که خودش را باد می‌زد، با کلافگی گفت: «آخه این چه وضعشه؟ هوا داره هر سال گرم‌تر می‌شه» ناگهان یک نفر که کت و شلواری طوسی به تن داشت، از پایین درخت با تحکم گفت: «اگه اعتراض داری اون بالا جاش نیست، باید بری محل برگزاری اعتراضات و اونجا اعتراض خودت رو به گوش مسئولین خدوم و زحمتکش برسونی!»

آقای آسیب‌پذیر پوزخندی زد و گفت: «شما انگار هنوز منو نشناختی، من از بالای درخت جُم نمی‌خورم» مردِ کت و شلواری با خشم گفت: «پس حق نداری اعتراض کنی!» سپس نگاهی عاقل اندر سفیه به آسیب‌پذیر انداخت و ادامه داد: هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد» آسیب‌پذیر پوفی کرد و با کلافگی پرسید: «حالا این مکان اعتراضات که می‌گی کجاست؟» مرد کت و شلواری گفت: «یه سوله خیلی جمع و جور وسط بیابونای نزدیک تهران»

آسیب‌پذیر کمی فکر کرد و پرسید: «هوای بیابون خیلی گرمه، آب خنک هم میدن اونجا؟» مرد کت و شلواری بادی به غبغب انداخت و پاسخ داد: «بله، پرتقال و نوشابه هم می‌دن، خلاصه پذیرایی‌شون کامله» آسیب‌پذیر پرسید: «هزینه پذیرایی‌شون رو از کجا میارن؟» مرد کت و شلواری پاسخ داد: «شما هنگام ورود به سوله باید ورودی بپردازی!» آقای آسیب‌پذیر با چشمانی که از شدت شگفتی گرد شده بودند، پرسید: «برای اعتراض کردن باید ورودی هم بدیم؟» مرد کت و شلواری گفت: «هر کی خربزه میخوره باید پای لرزش هم بشینه. هر چیزی یه هزینه‌ای داره!» آسیب‌پذیر پرسید: «حالا نرخ ورودیش چنده؟»

مرد کمی حساب و کتاب کرد و گفت: «اگه بخوای ته سوله اعتراض کنی میشه نفری پنجاه هزار تومن، اگه بخوای وسط سوله جا بگیری میشه نفری صد و پنجاه هزار تومن، البته جایگاه مخصوص اعتراض هم داریم که قیمتش بالاست و میشه نفری چهارصد هزار تومن» آسیب‌پذیر اخم کرد و گفت: «مگه کنسرته؟» مرد کت و شلواری گفت: «همینه که هست» آسیب‌پذیر فریاد زد: «اینجوری که نمیشه، من اعتراض دارم!» مرد کت و شلواری یک دسته قبض از جیب کتش درآورد و گفت: «اعتراض داری؟ خیلی خب، پس بگو قبض چند تومنی برات بنویسم؟»

آسیب‌پذیر در حالی که از خشم سرخ شده بود، پرسید: «این‌جا؟» کت و شلواری گفت: «شما به محض اینکه قبض بگیری و فرم‌های مربوطه رو پر کنی سرویس ایاب و ذهاب میاد دنبالت و میبردت به محل اعتراض!» آسیب‌پذیر با دهانی کف کرده گفت: «آخه…» اما مرد کت و شلواری حرف او را برید و گفت:‌ «اگه اعتراضی به این قضیه داری باید بری همون جایی که گفتم!» آسیب‌پذیر چند باری نفس عمیق کشید و بعدش گفت: «من پول ندارم»

مرد کت و شلواری پوزخندی زد و گفت: «پس حق اعتراض هم نداری!» آسیب‌پذیر خودش را آرام کرد و روی شاخه دراز کشید و گفت: «اصلاً خرِ ما از کره‌گی دُم نداشت. من اعتراضی که بخوام بابتش هزینه کنم، ندارم.» مرد کت و شلواری خندید و گفت: «خوبه، منم می‌خواستم همینو بفهمم.» آسیب‌پذیر پرسید: «چی رو؟» کت و شلواری گفت: «هزینه!» این را گفت و رفت تا معترض دیگری پیدا کند و او را به پوچی برساند. آسیب‌پذیر با دهانی باز روی شاخه خشکش زده بود. پس از سال‌ها که با زبان تندش همه را گزیده بود، احساس می‌کرد که برای نخستین بار آچمز شده. کمی که از خشک‌زدگی درآمد، با خودش گفت: «همه چی‌مون به همه‌چی‌مون میاد!» این را گفت و ناخودآگاه دست توی جیبش برد تا ببیند چه‌قدر پول دارد! / خط خطی

این پست توسط بخش سرگرمی مجله کولاک گردآوری شده است , امیدواریم از مطالعه مطلب

یک بیابانِ خوب برای اعتراض + طنز

استفاده کافی برده باشید، از شما دعوت می شود از مطالب مرتبط با این پست دیدن فرمایید .

درباره : فانی